اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١١٨ - اشكال دوم
را با برهان پر كرده- و بسوى نتيجه نگاه كنيم- و بالعكس نتيجه را بدست ادراك سپرده- و به برهان مراجعه نمائيم- در اين حركت فكرى با دو پيش آمد تازه- مواجه خواهيم شد- يكى اينكه اگر مواد برهان مفروض را- با مواد برهان ديگرى عوض كنيم- مثلا قضاياى مستعمله در يك برهان طبيعى را- با قضاياى مستعمله در يك برهان رياضى عوض كنيم- مشروط بر اينكه شكل و ترتيب محفوظ بماند- خواهيم ديد نتيجه روابط خود را- با برهان قطع كرده و سقوط كرد- ديگر اينكه اگر جاى مقدمات برهان- و ترتيب آنها را بهم زنيم- خواهيم ديد نتيجه اختلال پيدا نمود- .
از اين بيان نتيجه گرفته مىشود- ١-چنانكه مواد تصديقات منتجه مقدمات- در حصول دانشمندان قديم- كسانى كه در صدد انكار اين اصل برآمدهاند- سوفسطائيان هستند- و از دانشمندان جديد طرفداران منطق ديالكتيك- منكر اين اصل شدهاند- پيروان ماترياليسم ديالكتيك سعى دارند- كه بعضى ديگر از قدماء يونان را- كه قائل بحركت در طبيعت شدهاند- و يا آنكه فلسفه خويش را- روى اصل مبارزه اضداد در طبيعت تاسيس كردهاند- منكر اصل امتناع تناقض در فكر جلوه بدهند- و از اين جهت است كه هراكليت [١]هرقليطوس فيلسوف اقدم يونان را- احيانا منكر اصل امتناع تناقض در فكر معرفى مىكنند- ولى حقيقت اينست- كه قبل از هگل [٢]كه بانى ديالكتيك جديد است- باستثناء سوفسطائيان كس ديگر يا دسته ديگر- رسما منكر اين اصل فكرى نشده است- خود هگل نيز متوجه شده است كه آنچه او مىگويد- ربطى به اصل امتناع تناقض ندارد- ولى ماديين روى علل خاصى- جدا بمخالفت با اين اصل برخاستهاند- ماديين در منطق و فلسفه خويش به بنبستهائى مىرسند- كه جز با انكار اين اصل بديهى راه فرارى ندارند- ما در پاورقىهاى مقاله ٤ به بعضى از اين بنبستها- ارزش معلومات جلد اول اشاره كرديم- و عن قريب توضيح بيشترى در اطراف مطلب خواهيم داد
[١] . Heraclite
[٢] . Hegel