اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١١٢ - اشكال- اول
نظريه مىباشد- نه معلول فرضيه و حال فرضيه- درست مانند حال پاى ثابت پرگار مىباشد كه- با استوار بودن او خط سير پاى متحرك پرگار- گرفتار و نيروى عاقله ضعيفتر باشد- سبق ذهن در اين مورد- كه باصطلاح منطق تمثيل خوانده مىشود بيشتر است- و هر اندازه كه عاقله نيرومندتر بشود- ذهن از تمثيل كه انتقال از جزئى به جزئى است- بيشتر صرفنظر مىكند- و بقياس كه از احكامكلى و ضرورى- و دائم سرچشمه مىگيرد مىگرايد- و بعبارت ديگر ذهن در آغاز قدرت تميز منطقى ندارد- و احكامى كه صادر مىكند هم جزئى است و هم سطحى- و لهذا در مطلق مواردى- كه بين دو معنى تداعى برقرار شد ذهن سبقت مىجويد و حكم مىكند- ولى همينكه عاقله نيرومند- و ذهن با واجد شدن اصول كلى- و بديهيات اوليه قوى و غنى شد- احكام خود را طبق اصولى صادر مىكند- كه جنبه منطقى داشته باشد- و با واقع و نفس الامر مطابقت كند- و لهذا ذهن پس از آنكه از اصول عقلى قوى شد- از سبق ذهنهائى كه بواسطه تداعى معانى- در ذهن انسان عامى و كودك و حيوان صورت مىگيرد- كه گاهى با واقع مطابقت دارد و گاهى ندارد- و غالبا مطابقت ندارد جلوگيرى مىكند- اساس نظريه استوارت ميل - كه در ضمن گفتار فيليسين شاله بدان اشاره شده اينست- كه مبناى اصلى عمل ذهن در تفكر و استدلال- نه انتقال از كلى به جزئى است قياس- و نه انتقال از جزئى بكلى استقراء- بلكه انتقال از جزئى به جزئى ديگر است تمثيل- و اين انتقال بوسيله تداعى معانى صورت مىگيرد- و شايد اولين كسى كه اين عقيده را اظهار كرده هيوم ١٧١١ ١٧٧٦ است- ولى از آنچه در پاورقىهاى صفحه ٥٠ ٥١- و از آنچه در بالا گذشت معلوم شد- كه اولا حكم غير از تداعى معانى است- و علل و مبادى حكم نيز- غير از علل و مبادى تداعى معانى است- و ثانيا تداعى معانى گاهى مبنا- و علت سبق ذهن در حكمى واقع مىشود- ولى اين سبق ذهنها ارزش منطقى- و نفس الامرى ندارد- و بيشتر براى اذهان بسيطه مثل انسان عامى- و كودك و حيوان دست مىدهد- و هر اندازه ذهن داراى اصول عقلانى- و منطق صحيح و قدرت پيشبينىهاى مطابق با واقع بشود- بيشتر جلو سبق ذهنهاى- مبتنى بر تداعى معانى را مىگيرد- پس مبناى اصلى انتقالات علمى- و صحيح بشر تداعى معانى نيست- و بالنتيجه اصل در استدلالات منطقى تمثيل نيست- .
معلوم نيست چرا فيليسين شاله - و ساير طرفداران فلسفه تجربى- از لزوم دور پرهيز دارند- و چه چيزى موجب شده است- كه آنان دور را باطل و