اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٩٨ - نظريه تعقلى
پس وجود يك سلسله افكار- و تصديقاتى را كه يك فكر و تصديق- منحصرا توليد مىكنند- بوجود يك سلسله پديدههاى مادى- كه مولد يك پديده مادى مىباشند- نمىتوان مقايسه كرد- زيرا سلسله يعنى علم ميزان و مقياس- علماء منطق مىخواهند ميزان- و مقياس اصلى صحت و سقم تفكرات را بدست بدهند- تجربيون مقياس اصلى را تجربه معرفى مىكنند- و بوجود مقياس ديگرى قائل نيستند- ولى تعقليون بيك سلسله اصول- و مبادى عقلى مستقل از تجربه قائلند- كه آنها را ميزان و مقياس- و آلت سنجش اصلى تفكرات مىدانند- به عقيده تعقليون تجربه هر چند مقياس- و آلت سنجش بسيارى از مسائل است- ولى تجربه مقياس اولى نيست- بلكه مقياس درجه دوم است- يعنى يك سلسله مقياسهاى اصلى داريم- كه بسيارى از مسائل و از آن جمله مقياس بودن تجربه را- بوسيله آن مقياسهاى اصلى بدست آوردهايم- اينك براى توضيح نظريه دو طرف- به شرح ذيل مىپردازيم
نظريه تعقلى
منطق تعقلى مدعى است- كه احكامى كه ذهن در مورد قضايا صادر مىكند- بر دو قسم است بديهى و نظرى- بديهى يعنى قضايايى كه در آنها- ذهن بدون استعانت به استدلال حكم جزمى مىكند- مثل حكم بامتناع تناقض- و حكم به اينكه كل از جزء بزرگتر است- و حكم به اينكه اشغال دو جسم- مكان واحد را ممتنع است- و حكم به اينكه اشغال جسم واحد در آن واحد- دو مكان را ممتنع است- و حكم به اينكه مقادير مساوى با مقدار واحد- با يكديگر مساويند- و حكم به اينكه حادثه بدون علت- و بعبارت ديگر صدفه و اتفاق محال است- بديهى نيز به نوبه خود بر دو قسم است- بديهى اولى و بديهى ثانوى- بديهى اولى آنست كه نه تنها احتياج به استدلال- و جستجو كردن حد واسط و تشكيل صغرى و كبرى ندارد- احتياج به هيچ واسطهاى- حتى مشاهده و تجربه ندارد- بلكه تنها عرضه شدن تصور موضوع- و تصور محمول بر ذهن كافى است- كه ذهن حكم جزمى خود را صادر كند- و باصطلاح تنها تصور محمول و موضوع- كافى است براى جزم ذهن بثبوت محمول از براى موضوع- مانند مثالهاى فوق- ولى بديهى ثانوى آنست- كه تنها عرضه شدن تصور موضوع و محمول- براى حكم كردن ذهن كافى نيست- و هر چند احتياجى به جستجوى حد اوسط- و تشكيل قياس نيست- ولى مداخله