اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٧٩ - اشكال- اول
پاسخ- بخش نخستين از اشكال كه مىگفت- اختلافات خارجى هيچگونه اختلاف نوعى نداشته- و تنها مستند باختلاف تركيبات مادى است- كه بالاخره همه نيز به اصل واحد برمىگردند- سخنى است كه نمىشود پذيرفت- زيرا اگر چه ممكنست ما اشتباه كرده- و گاهى مىتوان آن تغييرات را ايجاد- و عنصرى را به عنصر ديگر تبديل كرد- تغييراتى كه در وضع داخلى اتمها پيدا مىشود- از اين راه است- كه بعضى از ذرات داخلى اتم از بين مىروند- يعنى تبديل به انرژى مىشوند- و يا آنكه از تكاثف انرژى از نو بوجود مىآيند- و بالاخره از تحليلهاى علمى متكى بمشاهدات- و تجربيات اين نتيجه بدست مىآيد- كه جز يك واقعيت كه فضا را اشغال كرده- و در زمان تغييراتى حاصل مىكند- و شكلهاى متعدد بخود مىگيرد چيزى وجود ندارد- و ما آن واقعيت واحد شاغل مكان- و متغير در زمان را ماده مىخوانيم- .
على هذا اختلافات ادراكات و تصورات ما- نماينده اختلافات ذاتى و ماهوى واقعيتها نيست- بلكه تنها نماينده اوضاع و احوال و اشكال- و تركيبات يك واقعيت است كه همان ماده است- .
سابقا روى نظريه تباين ذاتى انواع عمل كيمياگرى- از قبيل تبديل آهن و مس به طلا- در نظر دانشمندان امرى محال و ممتنع مىنمود- زيرا در نظر آنان مستلزم تغيير- و تبديل ماهيت شيئى به شىء ديگر و انقلاب ذاتى بود- و باصطلاح مستلزم سلب ذاتيات شىء از شىء بود- و حال آنكه ثبوت ذاتيات از براى قواعد منطقى ضرورى- و ممتنع العدم شناخته مىشد- ولى امروز ثابت شده- كه عمل كيمياگرى هيچ مانع عقلى و عملى ندارد- بعلاوه آزمايشها ثابت كرده- كه تبدل نوعى بنوع ديگر- نه تنها در اشياء بىجان ميسر است- در موجودات جاندار نيز ممكن است- بلكه در موجودات جاندار تبدل- و تسلسل انواع طبق قانون نشوء و ارتقاء- جزء قوانين ضرورى و نواميس قطعى طبيعت است- على هذا نظريه اين مقاله- و همچنين مبحث معروف مقولات- و مبحث تعريفات جنس و فصلى و مبحث صور نوعيه- و مباحث مربوط باثبات نفوس ناميه و حيوانيه و ناطقه- و يك سلسله مباحث ديگر در منطق و در فلسفه- كه از اين مباحث سرچشمه مىگيرد- بكلى از درجه اعتبار ساقط است- .
اين بود خلاصه قسمت اول اشكال-