اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٧١ - در قسم اول تصورى
قناعت مىنمائيم- مثلا چنانچه مفهوم اين كرسى جزئى را بما القاء كردند- به تنها نشان دادن يك كرسى جزئى در خارج- قناعت مىورزيم- ولى در مفاهيم كليه اين حال را نداريم- زيرا در مورد بسيارى از مفهومات- مفاهيم ديگر نيز پيدا مىشوند- كه از مفهوم مورد نظر قابل انفكاك و جدائى نيستند- و اگر آنها را جدا و منفك فرض كنيم- مفهوم مورد نظر رخت بر بسته- و از ميان خواهد رفت- مثلا مفهوم كرسى- كه داراى شكل خاص و رنگ و بزرگى و ظرافت صنعت بوده- و از تخته ساخته شده مفهومى است- مانند مركب از يك عده مفهومات- و از ميان آنها اگر رنگ- و بزرگى و ظرافت صنعت را تصور نكرده و نديده انگاريم- تصور كرسى از ميان نمىرود- بخلاف تخته ماده و شكل كرسى صورت- كه با نفى آنها تصور كرسى از ميان خواهد رفت- از اين راه مىدانيم كه- مفهوم كرسى مفهومى است كه- از مجموع دو مفهوم تخته شكل- تركيب يافته است- و سپس همين چگونگى و تركيب(١)را- در خود مفهوم تخته- كه جزئى (١)يكى از اعمال عاليه ذهن- عمل تجزيه و تركيب است- بواسطه اين عمل معلومات و صور ذهنى- يكنوع تكثر پيدا مىكنند- و هم بواسطه اين عمل است كه معرفت- و شناسائى منطقى اشياء حاصل مىشود- .
همان طورى كه مواد خارجى يا بسيطند يا مركب- و مركبات با همه تنوعات زيادى كه دارند- كه با نامهاى مخصوص خوانده مىشوند- از يك عده عناصر معدود تشكيل يافتهاند- و اگر آنها را تجزيه كنيم جز آن عناصر معدود- كه با نسبتهاى مختلف- با يكديگر تركيب يافتهاند چيزى نيست- صور ذهنى نيز يا بسيطند يا مركب- و مركبات چيزى جز صور تركيب يافته- از يك عده عناصر بسيط ذهنى- كه با طرز مخصوصى تركيب شدهاند نيست- عناصر ساده اوليه ذهن به حسب اصطلاح مبادى تصوريه- در باب تصورات- و مبادى تصديقيه در باب تصديقات خوانده مىشوند- .
تجزيه و تركيب ذهنى- در مقابل تجزيه و تركيب عملى است- تجزيه و تركيب عملى آنست- كه انسان مواد خارجى را- مورد عمل تجزيه يا تركيب