اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٦٨ - نظريه اين مقاله
و همچنين ساير مفاهيم عامه و خاصه را كه- اعتبارى مىباشد تصور اين مسئله- كه آيا حس و تجربه- قادر بدرك عليت و معلوليت هست يا نيست- دانسته يا ندانسته با هم خلط كردهاند- نفهميدهاند يا نخواستهاند بفهمند- كه آنچه ما آن بان در زندگانى روزانه- از راه احساس و تجربه با آن مصادف هستيم- مقارنه با تعاقب حوادث است- نه عليت و معلوليت آنها- و آنچه تجربيون را وادار كرده است- كه در واقعى بودن قانون علت و معلول ترديد كنند- دقت زياد در تعيين حدود حس و تجربه است- تجربيون از طرفى اصالت حس و تجربه را پذيرفتهاند- و از طرف ديگر نخواستهاند مانند ماديين- به گزاف تصورات غير محسوس را محسوس جلوه دهند- لهذا در حقيقى بودن قانون علت و معلول ترديد كردهاند- .
حقيقت اينست كه اگر واقعا ما اصالت حسى باشيم- و از طرفى هم نخواهيم به گزاف سخنى بگوئيم- وجهى ندارد كه قانون علت و معلول را واقعى بدانيم
نظريه اين مقاله-
نظريه اين مقاله- مبتنى بر واقعى بودن قانون علت و معلول است- و شبهاتى كه در اين مورد در قديم و جديد شده است- در مقاله ٩ كه مخصوص بيان اين قانون است دفع مىشود- مطابق نظريه كلى كه در صدر مقاله بيان شد- هر علم حصولى مسبوق به علم حضورى است- و تا ذهن نمونه واقعيت شىء را نيابد- نمىتواند تصورى از آن بسازد- خواه آنكه آن نمونه را در داخل ذات نفس بيابد- و يا آنكه از راه حواس خارجى بان نائل شود- نمونه علت و معلول را ذهن ابتداء در داخل نفس يافته- و از آن تصورى ساخته- و سپس موارد آن تصور را بسط و گسترش داده است- همچنانكه سابقا گفته شد- نفس هم خود را مىيابد و هم آثار و افعال خود را- از قبيل انديشهها و افكار- و اين يافتن به طريق حضورى است نه حصولى- يعنى نفس با واقعيت خود عين واقعيت آنها را مىيابد- و چون معلوليت عين واقعيت و وجود اين آثار است- پس ادراك اين آثار عين ادراك معلوليت آنها است- و بعبارت ديگر نفس به علم حضورى هم خود را مىيابد- و هم آثار و افعال خود را- و اين آثار و افعال را متعلق الوجود بخود مىيابد- و اين نحو درك كردن- عين ادراك معلوليت است- اين است خلاصه نظريه اين مقاله- و البته توضيح كامل اين بيان احتياج دارد- كه حقيقت قانون علت و معلول آن طور كه هست- از لحاظ فلسفى و برهانى روشن شود- و مقاله ٩