اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٥٩ - باغاز سخن برمىگرديم
ماهيت مىباشد- مانند سياهى و سفيدى كه- از واقعيت خارجى حكايت مىكنند- يعنى خود همان خارجند- با اين فرق كه منشا آثار نيستند- .
و برخى ديگر ماهيت نيستند- زيرا از يك امر ذهنى حكايت مىكنند- كه با واقعيت خودش با امور ذهنيه متحد است- و آن واقعيت حكم است- كه يك واقعيت دو جانبه است- و بواسطه وى ما مىتوانيم- يك نوع راهى بخارج از ذهن پيدا كنيم- پس اينگونه مفاهيم- اگر چه ماهيت و حاكى از خارج نيستند- ولى يكنوع وصف حكايت براى آنها اثبات نموده- و اعتبار كاشفيت و بيرون نمائى را بانها مىدهيم- و از همين روى نام اعتبارى روى آنها مىگذاريم- .(١) از بيان گذشته نتيجه گرفته مىشود كه- اولا ادراكات منقسم مىشوند بدو قسم- تصور حكم و اين همان تقسيم ادراك است- بتصور و تصديق كه در مقاله ٤ گذشت- و ثانيا مفاهيم تصوريه ادراكات تصورى- منقسم مىشوند بدو قسم- مهيات اعتباريات
باغاز سخن برمىگرديم-
و از سوى ديگر چنانكه گفته شد- نفس ما و قواى نفسانى و ساير نفسانيات امتياز دارد- و از آن جنبه است كه بان نام اقرار- و اذعان و حكم مىدهيم- و از آن جنبه فعلى است نفسانى- كه صورت امر خارجى نيست- و در رديف ساير امور نفسانى قرار مىگيرد- .
محققين منطقيين اين عمل خاص را از جنبه اول- كه انفعالى و حصولى و ذهنى است تصديق مىنامند- و از جنبه دوم كه فعلى و حضورى- و غير ذهنى است حكم مىنامند- و از جنبه اول است كه قابل تعبير لفظى است- و با كلمه است به تعبير در مى آيد (١)اين اعتباريات را- كه اعتباريات فلسفى و انتزاعى است- با اعتباريات اجتماعى و اخلاقى- كه در مقاله ٦ بيان مىشود- و صرفا قراردادى است نبايد اشتباه كرد