اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٤٦ - اشكال و پاسخ
بدست مىآورند- علم حصولى(١)است- و از اين روى كاملا احتمال مىدهيم كه- همه كارهاى بدنى در موجود زنده- كارهاى علمى و ارادى بوده باشند- حتى كارهاى طبيعى و مزاجى نيز- در اين صف قرار گيرند- چنانكه اتفاقات زيادى بصحت اين نظر شهادت ميدهند- اگر چه فعلا برهانى براى اثبات اين نظر- در دست نداريم- .
بهر حال بايد گفت- ما با علم حضورى به خودمان- و قوا و اعضاى دراكه خودمان- و افعال ارادى خودمان علم داريم- و در پيش مقاله ٤ گفته شد كه- محسوسات با واقعيت خود در حواس موجودند- و اين نيز يك نحو علم حضورى بود- (٢)اگر چه ميان او و (١)پاسخ شبهه بالا- از آنچه سابقا در مقام فرق ميان علم حضورى- و علم حصولى گفته شد معلوم مىشود- از آنچه در سابق گفته شد معلوم شد- كه علم حصولى مربوط به يك دستگاه مخصوص- از دستگاههاى نفسانى بنام دستگاه ذهن است- و معلوم شد كه فقط يك قوه خاص است- كه علم حصولى توليد مىكند- و اما علم حضورى به يك دستگاه خاص اختصاص ندارد- و در علم حضورى قوه خاصى دخالت نمىكند- بلكه نفس با واقعيت خود واقعيت معلوم را مىيابد- و نيز معلوم شد كه فلسفه و علوم محصول- يك سلسله اعمال مخصوص مربوط دستگاه ذهن- از قبيل تصور و تصديق و توجه و دقت و تفكر است- و مربوط به علمهاى حصولى است- و با علمهاى حضورى- كه ربطى به عالم فكر و استدلال ندارد كار ندارد- على هذا كاوشهاى علمى و فلسفى دانشمندان- براى بدست آوردن علم حصولى است نه علم حضورى- كاوشهاى دانشمندان- يا براى اقناع غريزه حقيقت جوئى است- و يا براى رفع احتياجات مادى- و استفاده عملى و صنعتى- اما غريزه حقيقت جوئى وابسته به دستگاه ذهن است- و فعاليتهاى ذهنى را ايجاب مىكند- .
استفادههاى عملى و صنعتى نيز- فرع توجه و دقت و ساير اعمال ذهنيه است- و على اى حال معلوم بودن چيزى به علم حضورى- بى نياز كننده از كاوشهاى مخصوص علمى- و فلسفى دانشمندان نيست (٢)اين قسم چهارم- از چهار قسم كلى علم حضورى است- و سه قسم ديگر آن ادراك خود- ادراك آثار و افعال خود- ادراك قوا- و ابزارهايى كه اين آثار را بوسيله آنها انجام مىدهد- سابقا گفته شد- .