اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٤٣ - پيدايش كثرت در علم و ادراك
با چيزى ديگر- يعنى خودشان را بىواسطه مىفهميم- يعنى شنيدن من بخودى خود شنيدن من است- نه اينكه در آغاز پيدايش يك پديده مجهول بوده- و پس از آن با عكس بردارى و صورتگيرى فهميده مىشود- كه شنيدن من است- پس واقعيت خارجى اين رشته كارها- و ادراك آنها يكى است- يعنى با علم حضورى معلوم مىباشد- .
و همچنين(١)قوا و ابزارهائى كه- بوسيله آنها اين كارهاى تجربه ندارد- و در آزمايشگاهها و لابراتوارها تاييد نشده است- و عملا در خارج نمىتوان آنرا نشان داد- پس قابل قبول نيست- .
ما فعلا نمىتوانيم وارد بيان روشها- و اسلوبهاى گوناگون- كه در علوم مختلف معمول است بشويم- همين قدر در مقام پاسخ باين شبهه كودكانه مىگوييم- باتفاق دانشمندان ما براى تشخيص امور ذهنى- و اعمال نفسانى و كيفيت و نحوه وجود آنها- هيچ راهى بهتر از مراجعه مستقيم به ضمير خود- و درونبينى نداريم- و اين نحوه مطالعه اگر با تجهيزات منطقى- و فلسفى كامل شخص مطالعه كننده توام باشد- بنتائج قطعى و يقينى مىرساند- .
روانشناسى جديد- در ميان روشهاى گوناگونى كه بكار مىبرد- اين روش را كه بعنوان روش داخلى يا روش ذهنى- يا درونبينى يا دانستن بلا واسطه خوانده مىشود- بعنوان اصلىترين روشها مىشناسد- .
فيليسين شاله در متودولوژى فصل روانشناسى مىگويد- حوادث مادى چون در مكان جاى دارد- بوسيله حواس شناخته مىشود- و مردم بسيارى مىتوانند آنها را دريابند- مثلا خورشيد را همه مىبينند- و گرمى آنرا همه حس مىكنند- اما حوادث نفسانى چون در مكان واقع نيست- بواسطه حواس هم شناخته نمىشود- فقط آنچه آنها را درمىيابد همان وجدان است- چنانكه از هيجانى كه در اندرون من خسته دل رخ مىدهد- و حكمى كه مىكنم و تصميمى كه مىگيرم- تنها خود من وجدان و آگاهى دارم- و اين حوادث روحى را- مستقيما فقط وجدان خود شخص ميتواند دريابد (١)تا اينجا سه نوع علم حضورى بيان شد- ١-علم حضورى نفس بذات خود- .
٢-علم حضورى نفس به كارهائى- كه دايره وجودش اتفاق مىافتد- .
٣-علم حضورى نفس به قوا- و ابزارهايى كه بوسيله آنها اين كارها را انجام