اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٣٥ - ٤-اعتبارات در مورد تساوى طرفين
خاصه را با آزمايش- يا فرا گرفتن از ديگران در آب سراغ داريم- صورت خواسته و سيرات كننده را باب مىدهيم- و پس از آن نسبت وجوب را ميان خود و حركت ويژهاى- كه تامين خوردن آب را ميتواند بكند مىگذاريم- و در اين هنگام قوه فعاله است- و حركت خودش كار مخصوص- .
و اگر چنانچه اين دستگاه تطبيق و توسيط وجوب نبود- علوم و ادراكات حقيقى كه مورد آب داريم- فعل را بوجود نمىآورد- نه روزى كه انسان اولى و يا كودك بوده- و اسم آب را نيز نمىدانستيم و تنها آب مىديديم- و نه روزى كه بما گفتند آب تنها عنصرى است- كه همه جهان از وى تركيب يافته- و نه روزى كه از يونانيها شنيديم- كه آب يكى از چهار عنصر مىباشد- و نه روزى كه بثبوت رسيد- كه آب نيز مانند ساير مركبات مركب بوده- و از آميزش اكسيژن و هيدروژن- بنسبت ٣٣ و ٦٦ بوجود آمده است- .
و همچنين اگر از اجزاء همان دستگاه تطبيق- و توسيط وجوب بعنوان آزمايش يكى را كم كنيم- فعاليت قوه فعاله سپرى خواهد شد- مثلا اگر چنانچه جهاز تغذى تشنگى را احساس نكند- يا تشنگى را احساس كرده- ولى بواسطه سرگرمى بجاى ديگر به ياد سيراب شدن نيفتد- يا به ياد سيراب شدن نيز بيفتد- ولى بواسطه محذور مزاجى يا خارجى- سيراب شدن را فعلا لازم نبيند- يا همه آنها را داشته ولى بواسطه نبودن آب- مثلا نسبت وجوب را ميان خود و فعل خود- حركت مخصوص برقرار نكند- حركت و فعاليت بوجود نخواهد آمد- .
و از اينجا روشن خواهد بود- كه انسان پس از ادراك وجوب فعل- در انجام دادن حركت و فعاليت خود- هيچگونه توقف نخواهد داشت- چنانكه در مواردى كه ملكه كارى را داشته باشيم- مانند ملكه