اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٢٢ - ١-اصل ملك
نسب ميان مواد مورد مبادله- احتياج باعتبار پول پيش آمده- كه يكى از مواد مورد رغبت را واحد مقياس- از براى سنجش ساير مواد مورد حاجت قرار بدهند- و البته اين اعتبار نيز- يك سلسله اعتبارات فرعى مربوطه را ايجاب مىكند- كه دستگاه وضع پول طلا و نقره- و اسكناس و چك و اوراق ديگر بهادار- و اعتبار و غيره با احكام و آثار خود نماينده آنها مىباشند- .
و البته اين همه تحولات اعتبارى- تنها بمورد ملك اختصاص نداشته- و در ساير موارد اختصاص نيز عينا مانند ملك- يا با تغييرات مناسبى مانند اقسام طلاق- و مبادلههاى گوناگون حقوقى پيدا مىشوند- .
و هر يك از اين موضوعات اعتباريه- و آثار دامنهدار آنها- قابل گفتگوهاى علمى دراز مىباشد- كه ممكنست در اطراف آنها- نظرهاى گوناگون داده شود- و در جاهاى مخصوص بخود مورد كنجكاوى گرديدهاند- ولى از غرض بحث ما كنار بوده- و فقط نظر ما از اين بحث تذكر دادن اين نكته است- كه همه اين موضوعات و خواص و آثار آنها- اعتبارى و ساخته ذهن هستند- كه مطابق حقيقى خارجى ندارند
٢-
كلام سخن
نيازمندى به ساختن سخن- و وضع لفظ دلالت كننده از چيزهائى است- كه انسان و غالب جانوران صدادار تا آنجا كه ميدانيم- در اولين مرحله اجتماع پى بان مىبرند- زيرا هر اجتماع كوچك يا بزرگ- احتياج افراد خود را به فهميدن مقاصد- و منويات همديگر تثبيت مىكند- .
و البته اين ساخته اجتماعى نيز- مانند ساير ساختههاى پر