اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢١٩ - خاتمه اين بحث و گفتگوها
علت و معلول خارجى است گرفتهايم- و عامل اصلى اين اعتبار همين بود- كه ديديم فعل با قوه فعاله ارتباط داشته- و به ايدهآل مصلحت قوه نامبرده مشتمل مىباشد- و البته اين وجوب اعتبارى مانند وجوب حقيقى- ميان يك فاعل و يك فعل تحقق پيدا مىكند- وجوب تعيينى باصطلاح فن اصول- ولى پس از انجام اين امر چون گاهى مىبينيم- كه دو فعل مختلف در اشتمال- بر مصلحت يكسان مىباشند- وجوب نامبرده را ميان قوه فعاله- و ميان يكى از دو فعل لا على التعيين اعتبار مىكنيم- و در نتيجه وجوبى تازه بنام وجوب تخييرى پيدا مىشود- .
و همچنين همه- يا بيشتر تغييراتى كه در لغايت مختلفه پيش آمده- و بطور غير قابل احتراز- دامنگير كلمات و الفاظ مىشود از اين راه است- زيرا ما لفظى را- كه وجود لفظى معناى خودش قرار مىدهيم- پس از چندى كه استعمال مىكنيم- قريحه مسامحه كارى ما- با اتكاء به قاعده لزوم انتخاب اخف و اسهل- لفظ ديگرى را كه شبيه وى بوده- و بزبان آسانتر است بجاى او گذاشته- و كم كم لفظ اولى را بدست فراموشى مىسپارد- چون واژه و رخ بجاى برخيز- و پاش بجاى بپاى شو- و بايد دانست كه تغييرات ديگرى نيز- بجز تغييرات سهگانه نامبرده مىتوان پيدا كرد- ولى نوع تغييرات- به همان بخشهاى سهگانه نامبرده منتهى مىگردد- .
و نيز روشن است كه تغييرات سهگانه نامبرده- گاهى بواسطه امتزاجهاى مختلفه- و آميزشهاى گوناگون كه ميانشان پيدا شود- يك سلسله نتايج تركيبى نيز مىدهد- و اينگونه تغيير در ميان آداب و رسوم اجتماعى- امثله زيادى دارد- و شايد كمتر موردى بتوان پيدا كرد- كه عوامل مختلفه- تغيير در وى تاثيرى نكرده باشد- و از منبعهاى گوناگون سر چشمه نگرفته باشد