اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢١٧ - خاتمه اين بحث و گفتگوها
اين بيان نتيجه گرفته مىشود- تغيير اعتبارات خود يكى از اعتبارات عمومى است- .
تغيير اعتبارات را در بخشهاى زير- مىتوان تلخيص كرد- ١-منطقههاى گوناگون زمين- كه از جهت گرما و سرما- و ديگر خواص و آثار طبيعى مختلف مىباشد- تاثيرات مختلف و عميقى در طبايع افراد انسان داشته- و از اين راه در كيفيت و كميت احتياجات- تاثير بسزائى مىكنند- و همچنين در احساسات درونى و افكار و اخلاق اجتماعى- و در پيرو آنها ادراكات اعتبارى آنها- از هم جدا خواهد بود- مثلا احتياجات سرما و سرمائى منطقه استوائى- نقطه مقابل احتياجات منطقه قطبى بوده- و از همين جهت از حيث تجهيزات مختلف مىباشند- در منطقه استوائى در اغلب اجزاء سال- براى انسان يك لنگ كه به ميان ببندد لازم- و زياده بر آن خرق عادت و شگفت آور بوده- و قبيح شمرده مىشود و در منطقه قطبى درست بعكس است- اختلافات فاحشى كه در افكار اجتماعى و آداب- و رسوم سكنه منطقههاى مختلفه زمين مشهود است- بخش مهمى از آنها از همين جا سر چشمه مىگيرد- .
و همچنين محيط عمل نيز در اختلاف افكار- و ادراكات اعتبارى دخيل مىباشد- مثلا يكنفر باغبان با يكنفر بازرگان- يا يكنفر كارگر با يكنفر كارفرما- از جهت روشن فكرى يكسان نيست- زيرا احساساتى كه مثلا سبزه و آب و درخت- و گل و بهار بوجود مىآورند- غير از احساساتى است- كه مال التجاره و داد و ستد لازم دارد- و اختلاف احساسات اختلاف ادراكات اعتباريه را- مستلزم مىباشد- .
٢-كثرت ورود يك فكر بمغز انسان- نصب العين گرديده و نتواند از نظر دور داشته- و بغير او توجه كند- و البته در اين صورت خواهى نخواهى يك فكر- منطقى و صحيح و خوب بنظر خواهد آمد-