اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٠٩ - ٥-اصل متابعت علم
٥-اصل متابعت علم
پر روشن است كه قواى فعاله در ماده- چنانكه خود مادى هستند- فعاليت آنها نيز در ماده مىباشد- و يك قوه فعاله- همينكه مادهاى را مناسب فعاليت خود يافت- شروع به فعاليت كرده- و اثر خود را بسوى متاثر خود روانه خواهد ساخت- و انسان و هر جانور زنده در فعاليت خود- از اين حكم مستثنى نيستند- .
ما در صحنه فعاليت خود با واقعيت خارج كار داريم- واقعيت خارج را مىخواهيم- با كسى كه سخن مىگوييم- با شنونده خارجى راز گوئى مىنماييم- بسوى مقصدى كه روانه مىشويم مقصد را مىجوييم- و اگر مىخوريم يا مىآشاميم يا برمىخيزيم- و اگر چشم باز مىكنيم يا گوش فرا مىگيريم يا مىچشيم- يا مىبوييم يا دست مىماليم يا پاى مىگذاريم- و اگر مىخنديم يا مىگرييم- و اگر شاد مىباشيم يا اندوهگين مىشويم- و اگر دوست مىگيريم يا دشمن مىداريم و اگر و اگر...
در همه اين مراحل- سر و كار ما با خود خارج و واقعيت هستى است- زيرا بحسب فطرت و غريزه ره آليست و واقع بين هستيم- چنانكه در مقاله ٢ و ٣ روشن گرديد- .
پس ناچار به علم اعتبار واقعيت دادهايم- يعنى صورت ادراكى را همان واقعيت خارج مىگيريم- و آثار خارج را از آن علم و ادراك مىشماريم- .
و در ميان حالات گوناگون ادراكى علم ظن شك وهم- تنها علم ميتواند اين خاصه را داشته باشد- زيرا در حالات ديگر غير حال علم- چون ادراك دو جانبه بوده و متزلزل است- نمىتوان بيك جانب گرائيده و مستقر شد- موجودى را كه وجودش مظنون يا مشكوك يا موهوم است- نمىتوان گفت موجود است- ولى موجودى