اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٠٧ - ٤-اصل استخدام و اجتماع
جانوران زنده ديگر اين نظر را تامين مىنمايد- .
از بيان گذشته نتيجه گرفته مىشود- ١-انسان در نخستين بار استخدام را اعتبار داده است- .
٢-انسان مدنى بالطبع است- .
٣-عدل اجتماعى خوب و ظلم بد مىباشد- .
و البته نبايد از كلمه استخدام سوء استفاده كرد- و تفسير ناروا نمود- ما نمىخواهيم بگوئيم انسان بالطبع روش استثمار- و اختصاص را دارد- چنانكه يك ملتى در پس پرده آزادى بخشى- و الغاء برده فروشى بنام استعمار و استملاك- و قيمومت و تحت الحمايه و هزار نام ديگر- ديگران را زين به پشت و لگام به دهان زده و سوار شوند- يا جنس دو پا را مانند چارپايان- خريد و فروش بنمايند- و معنى بردگى و بدبختى و پستى را با الفاظ شيرين آزادى- و خوشبختى و پيشرفت تاديه كنند- و به روى هر حقيقتى اسم كهنه و پوسيده گذاشته- و بدور اندازند- .
و همچنين نمىخواهيم بگوئيم- چون انسان بالطبع مدنى و اجتماعى است- به دستاويز اينكه همه زمين- و آفريدههاى زمينى از آن همه است- تنى چند در پس پرده فريبنده انترناسيوناليسم- بنام رفع تضادهاى داخلى افكار انسانى را كشته- و يك گله انسان بى فكر بى اراده بار آورند- كه كوچكترين دخالتى در خوب و بد- و بايد و نبايد جهان نداشته باشند- و به اتهام ارتجاع اخلاق فاضله عفت و عصمت- و غيرت و حيا و صبر را پايمال نمايند- و بعنوان اينكه مرام كمونيزم و سازمان اشتراك- بر پايه تحول و تكامل عمومى استوار است- واژه انصاف و رحم و عطوفت و صداقت و صدق و صفا- و همچنين بيم و اميد و آرزو و افسوس را- از قاموس بشريت شسته- و چراغهائى كه صنع و ايجاد- در درون تاريك انسان روشن نموده خاموش كرده- و