اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٠٦ - ٤-اصل استخدام و اجتماع
مىشود- و از ديگر سو پستان مادر نيز خشك شده و ديگر شير ندارد- پس در حقيقت اينگونه اجتماع فرع استخدام بوده- و در اثر پيدايش توافق- دو استخدام از دو طرف متقابل مىباشد- نه اينكه طبيعت انسان را مستقيما- به چنين انديشهاى رهبرى نمايد- .
گذشته از اين سخنان- اصولا نمىتوان باور كرد- كه انسان با همه پديدههاى جهان كار دارد- و بهر موجودى كه از راه حس- يا خيال يا عقل راه پيدا مىكند- تماس ذى غرضانه با وى مىگيرد- لا اقل تماشاى ادراكى و اقناع و ارضاء غريزه شعور- در همه اين دستههاى بيرون از اندازه و شمار- سوداى استفاده و استخدام داشته باشد- و در درجه اول سود خود را بخواهد تنها در يكدسته از آنها- همنوعان خود با همان قواى فعاله و اراده غريزى- استثنائا اجتماع را خواسته- و استخدام را تبديل به استفاده اشتراكى نمايد- .
بلى هر پديده از پديدههاى جهان- و از آن جمله حيوان و بويژه فرد انسان حب ذات را داشته- و خود را دوست دارد و همنوع خود را همان خود مىبيند- و از اين راه احساس انس در درون وى پديد آمده- و نزديك شدن و گرايش به همنوعان خود را مىخواهد- و باجتماع فعليت مىدهد- و چنانكه پيدا است همين نزديك شدن و گرد هم آمدن- تقارب و اجتماع يكنوع استخدام و استفاده است- كه بسود احساس غريزى انجام مىگيرد- و سپس در هر مورد- كه يكفرد راهى به استفاده از همنوعان خود پيدا نمايد- خواهد پيمود- و چون اين غريزه در همه بطور متشابه موجود است- نتيجه اجتماع را مىدهد- و اين همان اجتماع است كه مورد بحث و نظر ما است- اجتماع تعاونى كه احتياجات همه با همه تامين شود- و تامل و مطالعه در فعاليتهاى متحول نوزاد انسان- و