اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٨٨ - طريق سير و سلوك فكرى در اعتباريات چيست
مثال سابق- فكرى كه قبل از همه چيز پيش انسان جلوه مىكند- اينست كه اين خواسته خود را- سيرى بايد بوجود آورم- و چنانكه روشن است در اين فكر نسبت بايد- از ميان قوه فعاله و حركتى- كه كار اوست برداشته شده- و در ميان انسان و سيرى- خواهان و خواسته گذاشته شده- كه خود يك اعتبارى است- و در نتيجه سيرى صفت وجوب پيدا كرده- پس از آنكه نداشت- و در حقيقت صفت وجوب و لزوم- از آن حركت مخصوص بود- كه كار و اثر قوه فعاله مىباشد- .
ارادى است- و علت آنكه حركات غريزى منجر به نتائج معين مىشود- وضع مخصوص ساختمان مكانيكى وجود آنها است- .
اين نظريه نيز بقدرى ضعيف است- كه احتياج به انتقاد ندارد- و امروز در ميان هيچ دستهاى طرفدارانى ندارد- .
٣-حركات غريزى اعمالى خود بخودى هستند- ولى در نسلهاى پيش اعمالى بودهاند- كه از روى شعور و انديشه و اراده صادر مىشدهاند- اين اعمال بعدها در اثر تكرار زياد عادت اين حيوانات شده- و اين عادت طبق قانون وراثت باعقاب منتقل شده- و حالت غريزه پيدا كرده است- اين نظريه منسوب به لامارك است- .
بر اين نظريه چند ايراد مهم وارد كردهاند- يكى اينكه اين فرضيه مستلزم اينست- كه حركات نسلهاى پيش را- از روى شعور و انديشه فرض كنيم- و مشكل دو باره عود مىكند- كه آنها اين شعور را از كجا كسب كرده بودند- البته نمىتوانيم بگوئيم- بتدريج در اثر تجربه ياد گرفتهاند- زيرا بسيارى اعمال غريزى است- كه نوزاد حيوان در آغاز تولد محتاج بانها است- و اين با آن فرض سازگار نيست- و ديگر آنكه حركاتى را مىتوان با عادت توجيه كرد- كه مستلزم تكرار و توالى زياد باشد- و حال آنكه بعضى از حركات غريزى- در طول عمر حيوان بيش از چند دفعه معدود واقع نمىشود- و بعلاوه اگر عادت مبدا غريزه بود- لازم بود كه حيوانات هر چه طويل العمرتر باشند- از لحاظ غريزه كاملتر باشند و حال آنكه قضيه عكس است- و حيوانات كامل الغريزه- غالبا عمرهاى بسيار كوتاه دارند- .
و ديگر آنكه اين نظريه مبتنى بر يك نظريه كلى است- كه لامارك و