اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٨٦ - طريق سير و سلوك فكرى در اعتباريات چيست
و اين نسبت اگر چه حقيقى و واقعى است- ولى انسان او را ميان قوه فعاله- و اثر مستقيم خارجى وى نمىگذارد- بلكه پيوسته در ميان خود و ميان صورت علمى- احساسى كه در حال تحقق اثر- و فعاليت قوه داشت مىگذارد- .
مثلا وقتى كه انسان خوردن را مىخواهد- نسبت مزبوره را حيوان چون مربوط به چيزهائى است- كه خارج از وجود خودش نيست- از نظر توجيه علمى و فلسفى چندان اشكالى ندارد- حالا ببينيم آگاهيها و اطلاعات حيوان- از امورى كه خارج از وجود وى است- چگونه و به چه وسيله است- .
اين قسمت نيز تا آنجا كه از راه حس و تجربه- و فكر قابل توجيه است چندان اشكالى ندارد- مانند آگاهيهاى انسان از طبيعت و قوانين طبيعت- .
انسان در آغاز امر نه طبيعت را مىشناسد- و نه به قوانين آن آگاهى دارد- به تدريج در اثر برخورد با طبيعت عينى آنرا مىشناسد- و قوانينش را بدست مىآورد- و در عمل از آنها استفاده مىكند- .
مشكل در يك سلسله حركات و اعمالى است- كه از حيوانات ديگر سر مىزند- كه اصطلاحا حركات غريزى خواندن مىشود- مانند اعمال شگفت انگيز مورچهگان و زنبور عسل- و لانه ساختن و بچه بزرگ كردن- و مهاجرتهاى تابستانى و زمستانى پرندگان- و هزارها كارهاى ديگر از هزارها حيوان ديگر- كه در كتب حيوان شناسى مسطور است- در قرون جديده دانشمندان مطالعات ارجمندى- در زمينه غرائز حيوانات كردهاند- و عجائبى از عالم زندگى حيوانات كشف كردهاند- .
حركات غريزى- اختصاص بدسته مخصوصى از حيوانات ندارد- از حشرات پست بلكه از حيوانات يك سلولى گرفته- تا خزندگان و حيوانات ذو فقار و پستانداران- و انسان كم و بيش داراى حركات غريزى هستند- و آنكه از اين لحاظ از همه ناقصتر است انسان است- .
كارهاى دقيق و ماهرانهاى كه حيوان بنفع شخص- يا نوع يا نسل آينده انجام مىدهد- اگر انسان بخواهد انجام دهد- مدتها وقت براى ياد گرفتن و تعلم مىخواهد- حالا بايد ببينيم آيا واقعا حيوان- از دقتهايى كه در كارهاى غريزى خود بكار مىبرد- و از فوائد و نتايجى- كه در طبيعت بر اين كارها مترتب است آگاه است يا نه- اگر آگاه است اين آگاهى را از كجا كسب كرده- و اگر آگاه