اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٨٥ - طريق سير و سلوك فكرى در اعتباريات چيست
دارد خوردنى نيست- البته آن وقت نامهاى خوردن و خوردنى- و خورنده را به فعل و بخود و به ماده مىدهد- و اين جمله را در دل دارد- اين خوردنى را بايد بخورم- و پيشتر مىگفت اين خواستنى را بايد بخواهم با بيانى كه شد- و مفهوم بايد همان نسبتى است كه ميان قوه فعاله- و ميان اثر وى موجود است- .
ناخواه از يك ميلى سر چشمه مىگيرد- و غايتى كه در درجه اول منظور حيوان است- ارضاء آن ميل است- مثلا كودك احتياج به غذا پيدا مىكند- و يك احساس آميخته به هيجان- و لذتى در وجود خود احساس مىكند- كه ما آن را گرسنگى مىخوانيم- اين هيجان از ميل به غذا سر چشمه مىگيرد- و كودك تلاشى كه براى غذا مىكند- براى ارضاء همين ميل است- و ما نام اين ارضاء را در اينجا سيرى گذاشتهايم- .
هر فعلى كه ابتداء بنظر مىرسد- كه على رغم ميل انسان واقع مىشود- از يك ميل مخفى سر چشمه مىگيرد- مثلا شخص بر خلاف تمايلات خود پرستى خويش- بيك عمل اخلاقى نوع خواهانه اقدام مىكند- و چون بر خلاف تمايلات خود پرستى است- مىپندارد كه اين فعل مطلقا- بر خلاف ميلش صورت گرفته- و حال آنكه واقعا يك تمايل ديگرى- تمايل نوع خواهى مثلا در وجودش مكتوم بوده- كه در آن حال بر ساير تمايلات شخص فائق آمده- و عمل وى را تحت كنترل خود قرار داده- و اگر چنين تمايلى در وجودش نمىبود- محال بود كه ارادهاش بر انگيخته شود- و فعلى صورت بگيرد- .
على هذا در هر فعلى از افعال ارادى- ارضاء تمايلى منظور است- و غايتى كه هيچ فعل ارادى خالى از آن نيست- چه در حيوان و چه در انسان- و حيوان مستشعر بانست و او را مىجويد- همانا ارضاء تمايلى از تمايلات است- .
پس همانطورى كه حيوان به فعل خود آگاه است- بغايت نفسانى فعل خود نيز آگاه است- و علم حيوان بغايت فعل خود نيز- از قبيل علم وى باشياء خارجى نيست- يعنى حصولى انفعالى نيست بلكه حضورى است- مثل ساير امور نفسانى كه در مقاله ٥ گذشت- .
اين دو علم و ادراك كه تا كنون گفته شد- ادراك فعل و ادراك غايت نفسانى فعل- خواه ناخواه در هر فعل ارادى موجود است- و اين دو ادراك