اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٥٢ - ٢-اصل انطباق با محيط
احساسات درونى است- كه با عمل تشبيه و استعاره(١)بدست مىآيد- و در حقيقت عمل تشبيه بمنزله يك معادله است- كه در ميان مشبه و مشبه به انجام مىگيرد- كه با ملاحظه خواص و اوصاف مشبه به- احساسات درونى بيدار شده- و يك سلسله معانى احساسى بسوى مشبه اضافه نمايد- و از اين تمثل احساسى نتيجه عملى گرفته شود- مثلا رخسار ماه را تصور نموده- و احساس درونى تازه را- به روى احساس مهر آميزى كه نسبت به معشوقه داريم گذاشته- و آتش مهر را تيزتر كنيم- يا اندام مهيب و جرئت و صلابت شير را انديشيده- و احساسات تازه را- به سيماى خيالى مردى جنگجو بار نموده- و موقعيت شجاعتش را در دل تحكيم نمائيم- .
(١)تشبيه و استعاره و تمثيل- از اصطلاحات مخصوص علماء ادب در فن بلاغت است- در گفتگوهاى معمولى- به مطلق بيان مشابهت بين چيزى و چيز ديگر- تشبيه گفته مىشود- ولى در اصطلاحات ادبى- تشبيه فقط به موردى اطلاق مىشود- كه هر دو طرف تشبيه مشبه و مشبه به در كلام ذكر شود- .
در تشبيهات- اگر كلماتى كه دلالت بر مشابهت مىكند- از قبيل كلمات چه و چون و مانند- و امثال اينها در زبان فارسى ذكر شود- آن تشبيه تشبيه ساده تلقى مىشود- مانند تشبيه مردم دانا به زر خالص- و تشبيه اشراف زادگان نادان به سكه تقلبى- در اين شعر شيخ - وجود مردم دانا مثال زر طلا است بهر كجا كه رود قدر و قيمتش دانند
بزرگزاده نادان به شهر واماند كه در ديار غريبش به هيچ نستانند
- و اگر اين كلمات از عبارت اسقاط شود- آن تشبيه تشبيه بليغ خوانده مىشود- مانند تشبيه امير سامانى به ماه- و تشبيه بخارا به آسمان- در اين شعر رودكى - مير ماه است و بخارا آسمان ماه سوى آسمان آيد همى
- و اما اگر از دو طرف تشبيه فقط يكى ذكر شود- مثل آنكه فقط بذكر مشبه به قناعت شود- و در موردى كه مىخواهيم- حكمى را براى مشبه اثبات كنيم- لفظ مشبه به را بجاى لفظه مشبه آورده- و با آن لفظ عاريتى از مشبه تعبير كنيم- اصطلاحا استعاره خوانده مىشود- مانند تعبير از محبوب به ماه