اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٤٠ - ١-اصل كوشش براى حيات
قهرا تغيير و تبديل پيدا مىكند- ولى مطابق نظريه تعقليون- عقل و اصول عقلانى تابع وضع محيط نيست- و با تغيير محيط تغيير نمىكند- .
اين نظريه متكى بمطالعات و مشاهداتى است- كه عدهاى از دانشمندان در روحيه اقوام و ملل- و طوائف مختلف نمودهاند- اين مطالعات اين دانشمندان را باين نتيجه رسانده است- كه اصول عقلانى اولا در نزد همه مردمان يكسان نيست- و ثانيا وضع ثابت و يك نواختى ندارد- بلكه با احتياجات و مقتضيات زندگى آنان مرتبط است- و با تغيير آن احتياجات تغيير مىكند- مطابق اين نظريه تمام اصول و مبادى عقلى احكامى وضعى- اصول موضوعه هستند- كه ذهن بمنظور سازگار ساختن انسان با محيط زندگانىاش- آن اصول را وضع كرده- و با تغيير محيط زندگانى و پيدايش احتياجات جديد- ذهن ناچار اين اصول را ترك- و اصول ديگرى را كه متناسب با آن احتياجات باشد- وضع خواهد نمود- على هذا عقل و ادراكات عقلانى با احتياجات زندگانى- و عوامل حياتى يا اجتماعى كه توليد كننده آن احتياجات است- رابطه مخصوص دارد- و آن رابطه همانا رابطه تابعيت و متبوعيت است- .
براى تشريح نظريه فوق- و هم براى فهم دقيق مطالبى كه در ضمن خود مقاله خواهد آمد- ناچاريم بدو اصل از اصولى كه در علم الحيات- مورد قبول اهل فن است- و نظريه فوق نيز مبتنى بان دو اصل است اشاره كنيم- .
١-اصل كوشش براى حيات-
علماء علم الحيات در مطالعات خود- باين نتيجه رسيدهاند- كه موجود زنده در يك كوشش دائمى است- اين كوشش دائمى به طرف جلب نفع- و فرار از زيان متوجه است- هر كوشش و فعاليتى كه از موجود زنده سر مىزند- منظور و مقصودى در آن نهفته است- و آن منظور يا جلب منفعتى از منافع- و يا دفع ضرر و خطرى از مضار و خطرات حيات است- و بنابر اين محور تمام فعاليتهاى موجود زنده- ادامه حيات يا تكميل آن است- اين اصل يعنى اصل كوشش براى ادامه حيات يا تكميل آن- گاهى بنام اصل كوشش بقاء خوانده مىشود- .
اين اصل يكى از اصلهائى است- كه داروين در نظريه معروف خود راجع به تبديل- و تكامل انواع [١]بدان تكيه كرده است- اين مقاله راجع باين اصل بيان مخصوصى دارد- كه در طى خود مقاله خواهد آمد- .
[١] . Transformisme