اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٣٤ - اشكال- پنجم
پس حقايق علمى مخلوق خودمان- و تابع خودمان بوده و يك ثبوت غير قابل تغييرى ندارند- .
پاسخ- وصف مزبور تغيير- مخصوص بيك سلسله ويژهاى از معلومات و ادراكات است- كه مطابق خارجى آنها اجزاء اجتماعى است- كه خودمان بوجود مىآوريم- و ناچار با تغييراتى كه خودمان در اجزاء- و شرايط اجتماع ايجادى خودمان مىدهيم- ادراكات ويژه آنها تغيير مىپذيرند- .
اما يك سلسله ادراكاتى كه مطابق آنها- خارج از ظرف اجتماع مىباشد- و با فرض وجود و عدم انسان مجتمع- يا هر جانور زنده اجتماعى بوصف تحقق و وجود موصوفند- يعنى بود و نبود حيوان مدرك در واقعيت آنها مؤثر نمىباشد- آنها با اختلاف محيط زندگى و تربيت- و تلقين اختلاف پيدا نمىكنند- .
توضيح كامل اين مطلب- به بيان مبسوطترى نيازمند است- كه در مواد علوم و ادراكات از طريقه ديگر- و راه تازهترى به جستجو و بررسى پرداخته- و علوم و ادراكات حقيقى و اعتبارى را- مورد بحث و كنجكاوى قرار داده- و كيفيت مطابقت آنها را با خارج خود- و خواص ديگرشان را روشن سازيم- و از اين روى ناچاريم در همين جا- اين مقاله را خاتمه داده و مقاله ديگرى را آغاز كنيم- .
مسائلى كه اين مقاله بثبوت آنها پرداخته به شرح زير است- ١-هر علم حصولى در مورد خود يك علم حضورى دارد- .
٢-ما بنفس خود و قوى و افعال ادراكى خود- و همچنين به نحوى بمحسوسات اولى خود علم حضورى داريم- و هر علم حصولى از اين علوم حضوريه سرچشمه مىگيرد- .