اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٢٨ - اشكال- سوم
بوده باشد- كه شىء مهيتى جدا از ديگر مهيات داشته باشد- و حال آنكه چنين نيست- وقتى مىتواند درست بوده باشد- كه ماهيت شىء در يك حال ثابت بماند- و حال آنكه چنين نيست وقتى مىتواند درست بوده باشد- كه شىء ضد خود را نداشته باشد- و حال آنكه چنين نيست- .
وجود مساوى نيست با ماده اعراض كردهايد- و همچنين هر يك از اصول چهار گانه ديالكتيك را- كه پذيرفتهايد- ناچار از نقطه مقابل اين اصول اعراض كردهايد- پس شما هم در مورد تئورى فلسفى- و اصول منطقى خود گفتهايد بله بله- و نسبت به تئورى فلسفى- و اصول منطقى متافيزيك گفتهايد نه نه- .
از علوم مثال مىآوريم- ما در رياضيات زحمت مىكشيم- و برهانى براى يك مسئله اقامه مىكنيم و نتيجهاى اثبات مىكنيم- و ناچار ذهن آن نتيجه را مىپذيرد- و از نقطه مقابل آن نتيجه اعراض مىكند- زيرا آن نتيجه را با نقطه مقابلش قابل جمع نمىداند- همانطورى كه در متن بيان شده- چگونه متصور است كه در مورد نظريهاى برهانى اقامه شده- و نتيجهاى را اثبات نمايد- و در عين حال تكذيب نتيجه به برهان صدمه نزند- .
اين بود سه اصل اساسى- از اصولى كه ماترياليسم ديالكتيك - در مورد افكار و ادراكات دارد- و اين سه اصل درست نقطه مقابل سه اصلى است- كه ساير سيستمهاى فلسفى و بالخصوص متافيزيك دارد- متافيزيك در مورد افكار قائل به سه اصل- عينيت ثبات امتناع تناقض است- و خواننده محترم متوجه شد- كه امكان علم موقوف باين سه اصل است- كه متافيزيك قائل است- و با فرض انكار هر يك از اين سه اصل- حصول علم غير ميسر است- .
آشنايان به فلسفه و تاريخ فلسفه آگاهند- كه سوفسطائىگرى جز انكار امكان علم چيزى نيست- سوفسطائيان قديم براى خراب كردن امكان علم- تنها به انكار اصل امتناع تناقض قناعت كردهاند- ولى ماديين در مطلب ديگر اضافه كردند- كه هر يك از آن دو نيز- اگر مورد قبول واقع شود كافى است در نفى امكان علم- و عجب اينست كه اين آقايان- در عين حال تئورى فلسفى و اصول منطقى دارند- و مدعى جزم در باره آنها هستند- و حال آنكه سوفسطائيان متوجه شده بودند- كه با انكار اصل امتناع تناقض- از هر گونه تئورى فلسفى- و اصول جزمى منطقى بايد چشم بپوشند- عجبتر آنكه اين آقايان خود را حامى- و طرفدار علم معرفى مىكنند