اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٢٧ - اشكال- سوم
به نظرياتى كه در ابواب مختلفه منطق- اثبات شده حمله نموده- و بى ارزشى آنها را با بيانهائى- كه از اين بيان سرچشمه مىگيرند اثبات نموده- مثلا در مورد حد مىگويد- حد كه منطق متافيزيك مىگويد- كه مجموعه اجزاى ماهيت شىء معرف او است- وقتى مىتواند درست سر هم بطرز ثابت و منجمد- و جدا از تغييرات مورد مطالعه قرار گيرند- و آنتىتز ضد حكم را بلا واسطه و جدا از حكم مىداند- يا مىگويد بله بله يا مىگويد نه نه- و غير از آن عقيدهاى جايز نيست بتصور او از بودن- و نبودن يكى را بايد انتخاب كرد - .
انگلس در كتاب لودويك فويرباخ مىگويد- همچنين انسان ديگر از تناقضاتى كه- بموجب علوم ما وراء الطبيعه قديم ثابت- و تغيير ناپذير قلمداد شده بود- از قبيل ضديت درست و نادرست خير و شر يكسان و متغاير- حتمى و اتفاقى و غيره واهمهاى ندارد- مىدانيم كه اين تناقضات داراى ارزشى نسبى است- و آنچه امروز درست تلقى مىشود- جنبه نادرست و مستترى دارد- كه بعدها ظاهر خواهد شد- و آنچه كه امروز نادرست تلقى مىشود- جنبه درستى هم دارد- كه در اثر آن در قديم درست تلقى مىشد- آنچه كه ما واجب الوقوع مىدانيم- مركب از وقايع كاملا اتفاقى است- و آنچه را كه ما اتفاقى مىدانيم فقط ظاهرى است- كه در زير آن وجوب و لزوم پنهان شده است - .
فلسفه مادى جديد- چون در طبيعت قائل به اصل مبارزه اضداد- و تبديل شىء به ضد خود است- و از طرفى هم افكار را صرفا مادى مىداند- و از طرف ديگر بين تضاد و بين تناقض- و ايجاب و سلب فرق نگذاشته- اصل امتناع تناقض را در افكار منكر مىشود- و البته گرفتارى در يك بنبستهائى- رجوع شود به جلد اول ارزش معلومات - نيز كمك كرده است- تا اين فلسفه خود را مجبور ديده است- كه يكباره اين اصل مسلم فكرى را انكار كند- و مدعى شود مانعى نيست كه يك چيز هم راست باشد و هم دروغ- هم صحيح باشد و هم غلط- .
ما قبلا توضيح داديم- كه با صرفنظر كردن از اصل امتناع تناقض- اساس تمام علوم واژگون خواهد شد- همانطورى كه گفتيم قانون علمى براى ذهن بشر- يعنى گرايش ذهن بيك قضيه خاص- و اعراض از طرف مقابلش- خود شما كه در فكر خود يك تئورى فلسفى را پذيرفتهايد- و ادعا مىكنيد وجود مساوى است با ماده- لابد در ذهن خود باين قضيه گرايش پيدا كردهايد- و از مقابل اين قضيه- كه