اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٢٣ - اشكال- سوم
ولى پس از اينكه علم امروزه- با پيشرفت شگرف و تازه خود- قانون تحول و تكامل عمومى را- سر و صورت داده و سازمان تز و آنتى تز و سنتز- بودن نبودن شدن را تاسيس نمود- ديگر تكيه آنچه متافيزيك قائل است در مورد يكسان بودن- و در مورد اينكه هر چيزى خودش فقط خودش است- در مورد مفاهيم و تصورات ذهنى است- نه در مورد اعيان خارجى- متافيزيك مىگويد- هر مفهومى در ذهن منعزل از مفهوم ديگرى است- و تصور هر چيز غير از تصور ديگرى است- تصور زندگى غير از تصور مرگ- و تصور سفيدى غير از تصور جسم و- .
اين خاصيت از براى تصورات از آنجا حاصل مىشود- كه تصورات خاصيت مادى ندارد- و اگر تصورات مادى بودند- تصور هر چيز با تصور هر چيز ديگر يكى مىشد- يعنى واقعا از هيچ چيزى- تصور تشخيص دهندهاى نداشتيم- ماديين روى اصل قانون عمومى حركت- كه افكار را مشمول آن مىدانند- و اصل اينكه ادراكات نيز- تحت تاثير محيط تغيير ماهيت مىدهند- چارهاى ندارند كه اين اصل متافيزيك را انكار كنند- .
اين اصل را كه ماديين منكر آن در فكر هستند- بنام اصل عينيت يا اصل هويت [١] خوانده مىشود- و يكى از اصول و پايههاى اوليه فكر بشر است- روانشناسى جديد نيز- وجود اين اصل فكرى را تصديق كرده است- اين اصل نسبت بتصورات ذهنى همان مقامى را دارد- كه اصل امتناع تناقض در تصديقات- همانطورى كه اگر اصل امتناع تناقض را- از فكر بشر بيرون بكشيم- هيچ حكمى نسبت به هيچ قضيهاى- استقرار پيدا نخواهد كرد- همچنين اگر اين اصل را از فكر بشر بيرون بكشيم- هيچ تصورى نسبت به هيچ چيز نخواهيم داشت- زيرا لازم مىآيد كه در فكر ما- تصور هر چيزى عين تصور همه چيز بوده باشد- .
اصل تبعيت جزء از كل يا اصل تاثير- و رابطه متقابل در طبيعت مورد قبول دانشمندان است- و باقرار و اعتراف خود ماديين- اولين بار اين اصل از طرف افلاطون و ارسطو ابراز شد- لكن آنچه الان هم مورد قبول دانشمندان است- نه به اين معنى است كه ماهيت هر چيزى- مجموعه ارتباطات آن شىء است با ساير اشياء- و بالخصوص اين اصل- آن نتيجه بى معنى را در مورد تصورات و افكار نمىدهد- خود ماديين نيز بالفطره اصل عينيت را در افكار- و تصورات قبول دارند-
[١] . Identite