اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٢١ - اشكال- سوم
٣-اصل امتناع اجتماع ضدين- يعنى وجود و عدم يكجا گرد نمىآيند- .
اجتماع نقيضين را كه اجتماع صدق و كذب- يا اجتماع سلب و ايجاب از يك جهت حقيقى بوده باشد- تبديل به متناقضين نمىداند- بلكه تكامل را از تغييرات كم اهميت- و پنهانى كمى مىداند- كه بتغييرات كيفى آشكار و اساسى منتهى مىگردد - اين اصل معمولا بنام اصل جهش خوانده مىشود- .
د حركت تكاملى اشياء در نتيجه تناقضات- و تضادهائى كه در داخل اشياء وجود دارد صورت مىگيرد- استالين مىگويد متود ديالكتيك بر آنست- كه جريان تكامل پست به عالى- نتيجه تكامل و توسعه هم آهنگ پديدهها نبوده- بلكه بر عكس در اثر بروز تضادهاى داخلى اشياء- و پديدهها و در طى يك مبارزه بين تمايلات متضاد- كه بر اساس آن تضادها قرار گرفته است انجام مىگيرد - .
ژرژ پوليستر در اصول مقدماتى فلسفه مىگويد- نه تنها امور بيكديگر تبديل مىشوند- بلكه هيچ امرى بتنهائى و همانكه هست نمىماند- و عبارت از چيزى خواهد بود كه شامل ضد خودش نيز هست- و هر چيز آبستن ضد خود مىباشد- امور عالم در عين حال هم خود و هم ضد خود مىباشند- تغيير و تحول امور از آن جهت است كه داراى تضاد مىباشند- و تحول از آن جهت دست مىدهد- كه هيچ چيز با خودش سازگار نيست- تخمى كه در زير مرغ است در داخل خود دو قوه دارد- يكى آنكه مىخواهد تخم را بحالت خود نگهدارد- ديگرى آنكه مىخواهد تخم را تبديل به جوجه كند- از اينرو تخم با خودش سازگار نيست- چيزى كه از نفى مشتق مىشود- حالت اثبات پيدا مىكند- جوجه اثباتى است كه از نفى تخم خارج مىشود- اين يكى از مراحل تكامل است- مرغ از تغيير جوجه بوجود مىآيد- و در خلال اين تحول- بين قوايى كه مىخواهند جوجه را بهمين حال نگهدارند- و قوايى كه مىخواهند جوجه را به مرغ تبديل كنند- كشمكش است- مرغ نفى جوجه است- و جوجه به نوبه خود محصول نفى تخم مىباشد- پس مرغ نفى در نفى است- و اين شيوه عمومى ديالكتيكى است- .
١-اثبات كه تز نام دارد حكم- .
٢-نفى آنتى تز ضد حكم- .
٣-نفى در نفى سنتز- .