اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١١٩ - اشكال- سوم
نتيجه مؤثر هستند- همچنين هيئت و ترتيب مقدمات- در نتيجه تاثير دارند- .
٢-چنانكه مواد قضايا- يعنى قضيهاى تاليف بديهى دارند- همچنان هيئت و تاليف از جهت دخالت در نتيجه- يا خود بديهى است يا منتهى به بديهى- تفصيل اين مطلب را- از بحث قياسات نظرى و بديهى منطق- بايد بدست آورد- .
همانطورى كه از اين بيان روشن است- توقفى كه نظرى به بديهى پيدا مىكند- يا در تولد ماده از ماده است- و يا در تولد صورت از صورت- و دخل بتوقف حكم بيك حكم ديگر ندارد- و آنچه گفته شده كه همه قضايا- به قضيه امتناع اجتماع و ارتفاع نقيضين متوقف مىباشد- مراد از وى توقف علم و حكم است- نه توقف مادى و صورى- .
اشكال- [سوم]
دانشمندان ماديت تحولى(١)مىگويند- همه اين نظريات گذشته كه از بيان سابق نتيجه گرفته شده- و اساس منطق جامد را مىچيند- منطق خود را روى سه اصل زيرين استوار مىنمايد- (١)فلسفه مادى جديدى- كه بنام ماترياليسم ديالكتيك خوانده مىشود- و دو شخصيت معروف بنام كارل ماركس - [١]و فردريك انگلس [٢]بانيان اصلى آن بشمار مىروند- داراى يك تئورى فلسفى و يك روش منطقى است- تئورى فلسفى وى ماترياليستى است- كه وجود را مساوى با ماده مىداند- و وجود ماوراء مادى را منكر است- و روش منطقى وى شيوه و روش خاصى است- كه در طرز تحقيق- و راه يافتن بمعرفت طبيعت پيش گرفته- و معتقد است كه تنها با اين روش- و اين طرز تحقيق است كه مىتوان طبيعت را شناخت- و بان معرفت حقيقى حاصل كرد- اين روش تحقيق- كه همان روش ديالكتيكى ماركسيستى است- عبارت است از
[١] . Karl-Marx
[٢] . Frederic-Engels