روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩٨ - ترجمه
فاضلتر خلق بود،و صالحتر اداى رسالت را،و مستقلتر [١]به اعباى او،و دورتر از منفرات در حقّ او.پس خداى تعالى نبوّت او را رحمت خواند و او را خود رحمت خواند في قوله: وَ مٰا أَرْسَلْنٰاكَ إِلاّٰ رَحْمَةً لِلْعٰالَمِينَ [٢]،و نبوّت به معنى رحمت،في قوله تعالى: أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ [٣]...،در جواب آنان كه گفتند: لَوْ لاٰ نُزِّلَ هٰذَا الْقُرْآنُ عَلىٰ رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ [٤].
وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ،و خداى تعالى [٥]-جلّ جلاله [٦]-خداوند فضل و احسان و نعمت عظيم است براى آنكه او را بر هر بندهاى و پرستارى چندان نعمت است كه حصر آن جز او نداند،چنان كه گفت: وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللّٰهِ لاٰ تُحْصُوهٰا [٧].
قوله: مٰا نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ ،حقتعالى چون ذكر نبوّت كرد و تعليق آن كرد به مشيّت او بر سبيل مصلحت بازنمود كه:چنان كه نبوّت تبع مصلحت است شرايع كه با نبوّت به يك جا رود هم تبع مصلحت است.
و از حقّ آنكه متعلّق به مصلحت باشد آن است كه:به اوقات و اشخاص مختلف شود،وقتى مصلحت خلقان در آن باشد كه كتاب ايشان تورات بود و پيغامبر ايشان موسى،و وقتى مصلحت ايشان در آن بود كه پيغامبرشان عيسى بود و كتاب انجيل،و وقتى مصلحت در آن داند كه نبوّت و پيغامبرى به محمّد-عليه السّلام-دهد و كتاب او قرآن بود.
و آيت ردّ بر جهودان است كه ايشان منكر بودند نسخ شرايع را،حقتعالى بازنمود كه:چنان كه شرايع تبع مصالح بود،نسخ او و تبديل او هم تبع مصالح بود تا اگر در اين كتاب[١٢٦-پ]كه ناسخ همۀ كتابهاست و اين شريعت كه ناسخ همۀ شرعهاست مصلحت نسخ پيدا شود [٨]،بعضى به بعضى منسوخ كنم [٩]،آيتى به آيتى و حكمى به حكمى،چه مصالح خلقان در تكاليف و عبادات [١٠]ايشان جز من ندانم.
[١] .دب،لب،مب:مستقبلتر.
[٢] .سورۀ انبيا(٢١)آيۀ ١٠٧.
[٣] .سورۀ زخرف(٤٣)آيۀ ٣٢.
[٤] .سورۀ زخرف(٤٣)آيۀ ٣١.
[٥] .مر:ندارد.
[٦] .مج،وز،دب،مب:ندارد.
[٧] .سورۀ ابراهيم(١٤)آيۀ ٣٤.
[٨] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+يعنى.
[٩] .لب:كنيم.
[١٠] .اساس:عبادت،با توجّه به مج و اتّفاق نسخه بدلها:تصحيح شد.