روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩٤ - ترجمه
قوله: رٰاعِنٰا ،خلاف كردند در آنكه حقتعالى چرا منع كرد از اين گفتن؟قول عبد اللّه عبّاس آن است كه گفتيم در باب سبب نزول.
قتاده و مجاهد گفتند:براى آنكه جهودان اين بر وجه استهزا مىگفتند،خداى تعالى نهى كرد مؤمنان را تا ايشان نيز به دليرى مسلمانان نگويند.حسن و ابن زيد گفتند:براى آنكه اين كلمتى است كه زبردستى گويد زيردستى را،حقتعالى گفت:ادب نگاه دارى،و خطاب پيغامبر بشناسى كه چگونه بايد كردن،چنان كه در دگر آيت گفت: لاٰ تَجْعَلُوا دُعٰاءَ الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعٰاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضاً [١].
قولى دگر آن است كه:«راعنا»به زبان جهودان اين بود كه:اسمع لا سمعت، بشنو كه مشنواش [٢].مسلمانان پنداشتند كه كلمه تازى است و از مراعات است نيز بگفتند.
بهرى دگر گفتند:غرض ايشان آن بود كه«راعينا»،اى شبان ما.
سدّى گويد مردى از قبيلۀ بني قينقاع نام او رفاعة بن زيد به نزديك رسول -عليه السّلام-آمدى و با او حديث كردى و در ميانه مىگفتى:اسمع غير مسمع، مسلمانان بشنيدند گمان بردند كه معنى آن است كه:اسمع غير صاغر،ايشان نيز مىگفتند،و نيز گفتى:«راعنا» [٣]و غرض او سبّ بود.مسلمانان پنداشتند كه كلمت از مراعات است،مىگفتند.خداى تعالى نهى كرد.
قطرب گفت:اين كلمه متضمّن معنى وعيد است،اگرچه اشتقاق او از مراعات است.حقتعالى گفت:اين كلمه در حقّ رسول من اجرا مكنى.
و در شاذّ حسن بصرى خوانده است:«راعنا»به تنوين.آنگه وقف كند بر او تا «راعنا»شود كه منصوب منوّن را در حال وقف به بدل تنوين«ألفى»بيايد،چنان كه:رأيت زيدا در وصل،و در وقف رأيت زيدا.
آنگه در معنى او خلاف كردند.بهرى دگر گفتند معنى آن است:لا تقولوا قولا راعنا،اى قولا فاسدا قبيحا،قالوا [٤]:و الرّاعن هو القبيح من الكلام،و ممتنع نبود كه
[١] .سورۀ نور(٢٤)آيۀ ٦٣.
[٢] .دب:مشنود،آج،فق،مب:مشنواد،لب،مر:مشنوا.
[٣] .دب،آج،لب،فق،مب+و ياران رسول را انديشۀ مراعات بود.
[٤] .اساس كه در اين قسمت نونويس است+و الرعن كه با توجّه به نسخه بدلها زايد تشخيص داده شد.