روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩ - ترجمه
مىگويند:هر گاو كه بودى روا بودى،و به تشديد ايشان مشدّد شد،و نمىدانند كه اين مناقض قول و مذهب ايشان است،براى آنكه اين هر دو قصّه دليل مىكند كه مراد خداى تعالى جز اين گاو معيّن نبود.چون چنين باشد،اين قوّت آن مذهب مىكند كه سيّد-رحمة اللّه عليه-اختيار كرده است كه گاو نمىشايست كه باشد إلاّ جامع جمله اين صفات را كه در آيات مذكور است،چه مراد خداى تعالى آن بود،و امر به او تعلّق داشت.
پس چون موسى-عليه السّلام-ايشان را گفت،خداى تعالى مىفرمايد شما را كه:گاوى بكشى و پارهاى از آن گاو بر تن [١]كشته زنى[١٠٠-ر]تا خداى تعالى او را زنده كند و او [٢]بگويد كه مرا كه كشت [٣].
ايشان چون بدانستند كه اين حديث خداست و از قبل خداى است،گفتند [٤]:يا موسى اُدْعُ لَنٰا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنٰا مٰا هِيَ ،دعا كن خداى را تا بيان كند كه اين گاو چه گاوى است! دعا،در خواستن فعلى باشد از غيرى بر وجهى كه داعى به مرتبه از مدعو فروتر باشد،و كذلك السّؤال،يقال:دعوت اللّه في كذا،و سألته كذا.و دعا،به معنى بانگ زدن نيز باشد،يقال:دعاه،إذا صاح به.و منه قوله تعالى: لاٰ تَجْعَلُوا دُعٰاءَ الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعٰاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضاً [٥]...،و دعا له بالخير،و دعا عليه بالشّرّ.چون دعاى خير [٦]كند«له»گويند،و چون نفرين كند«دعا عليه»گويند.و بيان روشن كردن باشد،و اصل او از بين و از بينونة [٧]،و خداى است كه تفصيل دهد و مشتبه از نامشتبه جدا كند.ماهى،«ما»استفهامى است و«هى»به اجماع كنايت است از بقره مقدّم في قوله: إِنَّ اللّٰهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً .
موسى-عليه السّلام-جواب داد كه خداى تعالى مىگويد:
[١] .همۀ نسخه بدلها،بجز فق،مب:بر اين،فق:برآن،مب:بر.
[٢] .مر:تا خود.
[٣] .مب:كه او راى كه كشته است،ديگر نسخه بدلها:كشته است.
[٤] .دب+قالوا.
[٥] .سورۀ نور(٢٤)آيۀ ٦٣.
[٦] .مج،وز،فق:به خير.
[٧] .دب،آج،لب،فق،مر:بود،مب:باشد.