روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٧ - ترجمه
هركه سحر آموزد يا ساحرى كند،زن او رها شود بىطلاق. وَ مٰا هُمْ بِضٰارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ ،«ما»نفى است به معنى ليس،و«هم»ضمير مرفوع منفصل باشد،و«با»در خبر ما و ليس يكبار بيارند،و يكبار نيارند،چنان كه:ما زيد منطلقا و ما زيد بمنطلق،و فايده در او تأكيد نفى بود.و«به»،ضمير سحر است [١]،و«من»زايد است و معنى هم تأكيد نفى بود،چنان كه:ما جاءني من احد.و ضرّ و مضرّت خلاف نفع و منفعت باشد،يقال:ضرّه يضرّه ضرّا و ضاره يضيره ضيرا.
إِلاّٰ بِإِذْنِ اللّٰهِ ،در او چند وجه گفتهاند:يكى آنكه معنى آن است كه:بعلم اللّه من قولهم آذنت فلانا بكذا اذا اعلمته به و اوقعته في اذنه و اذنت لكذا اذا استمعت اليه و منه الأذان،و بانگ نماز را از اين جا اذان گويند كه اعلام باشد به نماز،و گوش را از اين جا اذن گويند،قال عديّ:
في سماع يأذن الشّيخ له
و حديث مثل ما ذىّ مشار
و وجهى ديگر آن است كه:«الّا»زيادت بود،چنان كه يكى گويد:لقيت فلانا الّا انّي اكرمته،و معنى آن باشد كه:لقيته فاكرمته،چنان كه شاعر گويد:
و كلّ اخ مفارقه اخوه
لعمر ابيك الّا الفرقدان
و معنى آن است كه:و الفرقدان ايضا.
و وجهى ديگر آن است كه: إِلاّٰ بِإِذْنِ اللّٰهِ ،اى بامر اللّه،و اين وجه بدان لايق بود كه تفسير تفريق بين المرء و زوجه برآن دهند كه كافر شود تا رها شود به كفر يا به سحر-چنان كه شرح داديم،و اين حكمى است شرعى الّا به فرمان خداى نباشد.
و وجه چهارم آن است كه: إِلاّٰ بِإِذْنِ اللّٰهِ ،اى الّا بتخلية اللّه و توليته و تمكينه.و فايده آن بود تا خلقان بدانند كه آنان كه سحر مىكنند و اضرار به سحر مىكنند نه بر وجه تعجيز خدا مىكنند،و اگر خداى تعالى خواستى ايشان را منع كردى به جبر و قهر،الّا آن است كه تكليف مانع است از او.
و وجه پنجم آن است كه:«باذن اللّه»اى بفعله و اجرائه العادة،و مراد آن مضرّت است كه به مسحور رسد عند تناول آن ادويه و اغذيه كه به او دهند تا بخورد كه
[١] .همۀ نسخه بدلها بجز مب+به معنى و در ظاهر راجع است با ما.