روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٠ - ترجمه
امّا انواع سحر،و آنكه گفتند:نوعى از او آن باشد كه مردم را بگرداند از صورتى به صورتى،يا با حيوانى ديگر كند،و احداث الوان و اجسام و چيزهايى كه در مقدور قادر به قدرت نباشد،اعتقاد جواز آن كفر است براى آنكه قدح كند در اختصاص قديم تعالى به قادرى بر اجسام و اعراض مخصوصه [١]،و نيز قدح كند در معجزات انبيا-عليهم السّلام.
و آنچه گفتند از چشمافساى و آنكه مردم را چيزى نمايد به خلاف راستى، اينهمه [٢]باطل است و روا نشايد داشت براى آنكه مؤدّى بود با سفسطه و آنكه ما را به مدركات و مشاهدات وثاقت نباشد.
و امّا آنچه از باب [٣]حيل و تلبيس و تمويه باشد آن را اصلى بود [٤]و عقل [٥]آن را بپذيرد [٦]چون وجه او شناخته شود،كردن و تعاطى آن فسق باشد. وَ مٰا أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ ،در«ما»خلاف كردند.بهرى گفتند: [٧]موصوله است به معنى الّذي،و روا بود كه عطف باشد بر«ما»في قوله: مٰا تَتْلُوا الشَّيٰاطِينُ ،و معنى آن باشد كه جهودان متابعت آن كردند كه شياطين حوالت بر سليمان كردند،و نيز متابعت آن كردند كه فرود آوردند برآن دو فريشته،و شايد كه عطف بود بر سحر،في قوله: يُعَلِّمُونَ النّٰاسَ السِّحْرَ وَ مٰا أُنْزِلَ ،يعنى شياطين مردم را سحر مىآموزند و آنچه برآن دو فريشته فرود آمد.
قولى دگر آن است كه:«ما»نفى است،و تقدير چنين باشد كه:و ما كفر سليمان و لا انزل اللّه السّحر على الملكين،و اين تأويل روايت كردهاند از عبد اللّه عبّاس و جماعتى مفسّران.
امّا«ملكين»در او خلاف كردند:در قرائت عبد اللّه عبّاس و حسن بصرى «ملكين»است به كسر«لام»،يعنى دو پادشاه بودند.و عبد اللّه عبّاس را از اين آيت پرسيدند[١٢١-ر]گفت:متى كان العلجان ملكين [٨]،آن دو علج،يعنى آن دو خر [٩]
[١] .همۀ نسخه بدلها:مخصوص.
[٢] .مج،وز:هم.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:از ابواب.
[٤] .آج،لب،فق،مب،مر:نبود.
[٥] .مر:هيچ عقل.
[٦] .وز،دب،آج،لب،فق،مب،مر:نپذيرد.
[٧] .همۀ نسخه بدلها،بجز مج+ما.
[٨] .دب،آج،لب،فق،مر+انّما كانا ملكين.
[٩] .دب:مرد.