روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٢ - ترجمه
و در شاذّ خواندند:عوهدوا. عَهْداً نَبَذَهُ ،اى رماه،و«نبذ»انداختن باشد،و منه قوله:
فَنَبَذْنٰاهُ بِالْعَرٰاءِ [١]... ،و نبيذ از اينجاست،فعيل بود به معنى مفعول،و شاعر گفت:
نظرت الى عنوانه فنبذته
كنبذك نعلا اخلقت من نعالكا
فَرِيقٌ مِنْهُمْ
،گروهى از ايشان،و آن احبار و رؤساى ايشان بودند.«منهم»، من اليهود. بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاٰ يُؤْمِنُونَ ،«بل»اضراب را بود.حقتعالى براى تسليه [٢]رسول بازنمود كه اينان بيشتر ايمان نيارند تا دل عزيز او در بند ايمان ايشان نباشد.
وَ لَمّٰا جٰاءَهُمْ ،چون آمد به ايشان.مراد به ايشان جهودان عصر رسولند،و اگرچه رسول-عليه السّلام-مبعوث بود به ايشان و جز ايشان،و لكن براى قرينه حال تخصيص كرديم[به ايشان] [٣].
ابو مسلم گفت:روا بود كه مراد به رسول رسالت بود،چنان كه كثيّر گفت:
فقد كذب الواشون ما بحت عندهم
بليلى و لا ارسلتهم برسول [٤]
و مراد نه مجىء شخص است،مراد قيام اوست به حجّتهاى خدا در اداى رسالت، و مراد به رسول محمّد است-صلّى اللّه عليه و آله. مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ ،از نزديك خدا،يعنى به فرمان او و حجّت و آيات او[١١٨-پ]. مُصَدِّقٌ لِمٰا مَعَهُمْ ،صفت رسول است و آنكه او تصديق مىكند كتاب ايشان را،و اين بر سبيل تحريض است ايشان را بر ايمان به رسول-عليه السّلام-براى آنكه آنكس كه بيايد و كتاب ايشان را و پيغامبر ايشان را طعن نزند و تصديق كند اولىتر آن باشد كه او را تصديق كنند نَبَذَ فَرِيقٌ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتٰابَ ،فريق اى جماعة،و«من»تبعيض راست.
و مراد به اصحاب كتاب اين جا جهودانند. كِتٰابَ اللّٰهِ ،گفتند:مراد قرآن است كه ايمان نياوردند به آن و كار نبستند آن را.و گفتند:مراد تورات است كه در آنجا ذكر محمّد بود-صلّى اللّه عليه و آله-و نعت و صفات او.
وَرٰاءَ ظُهُورِهِمْ ،با پس پشت [٥]،كنايت است ازآنكه ترك كلّى كردند آن را و
[١] .سورۀ صافّات(٣٧)آيۀ ١٤٥.
[٢] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:تسلّى.
[٣] .اساس:ندارد،از مج افزوده شد.
[٤] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+اى برسالة،دروغ گفتند سخنچينان كه آشكارا نكردم نزديك ايشان اين زن را و نفرستادم به ايشان پيغامى.
[٥] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:با پس پشتهاى ايشان و اين.