روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧١ - ترجمه
مفسّران خلاف كردند در اين آيات.عبد اللّه عبّاس گفت:مراد بيان حلال و حرام است.ضحّاك گفت هم از عبد اللّه عبّاس كه:مراد آيات قرآن است كه رسول -عليه السّلام-بر ايشان مىخواند بامداد و شبانگاه[١١٨-ر].
اصم گفت:مراد علم تورات و انجيل است و اخبار غايبات و قصّۀ امّتان گذشته،و اشارت به آياتى كه ايشان تحريف كرده بودند با آنكه او هرگز كتابى نخوانده بود و تعاطى نكرده و به نزديك استاذى [١]اختلاف نكرده.
ابو القاسم بلخى گفت:مراد به آيات قرآن معجز است كه ايشان را و عرب و عجم را و جنّ و انس را بدان تحدّى كرد،و ايشان از آوردن مانند آن عاجز شدند.
بهرى دگر گفتند:مراد ساير معجزات است از حديث معراج و تسبيح حصا و آب بر دميدن از ميان انگشتان او و آمدن درخت و جز آن از معجزات او-عليه السّلام،و حمل كردن بر عموم اولىتر باشد تا فايده را شاملتر بود. وَ مٰا يَكْفُرُ بِهٰا إِلاَّ الْفٰاسِقُونَ ،و به اين آيات كافر نشوند الّا فاسقان.
«كفر»به اين آيات از دو وجه بود:يكى آنكه دانند و با علم جحود كنند،و يكى آنكه جحود كنند و انكار ازآنكه ندانند.و مراد به فاسق كافرست در آيت براى آنكه همه كافر فاسق باشند،و لكن همه فاسق كافر نبود.و اصل فسق خروج بود،و فاسق خارج باشد از فرمان خداى تعالى.
أَ وَ كُلَّمٰا عٰاهَدُوا ،عبد اللّه عبّاس گفت:مراد به آن عهد آن است كه خداى تعالى در تورات بر زبان موسى [٢]بستد از جهودان كه چون محمّد-عليه السّلام-بيايد به او ايمان آرند و نعت و صفت او پنهان نكنند.
رسول-عليه السّلام-مالك بن الضّيف [٣]را گفت:نه خداى تعالى از شما عهد و پيمان بستده است كه به من ايمان آرى و مرا جحود نكنى؟گفت:خداى را هيچ عهدى نيست در تورات در معنى تو با ما،و منكر شد اين را.خداى تعالى آيت بفرستاد كه عهد كردند و لكن اينان با پس پشت انداختند و كار نبستند.
أَ وَ كُلَّمٰا ،«الف»استفهام راست،و«واو»عطف را،و«كلّما»ظرف است.
[١] .استاذى/استادى.
[٢] .همۀ نسخه بدلها+عهد.
[٣] .مج،وز:مالك بن الصّفيرا.دب،آج،لب،فق،مب،مر:مالك بن الصّفير.