روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٤ - ترجمه
شهدنا فما تلقى لنا من كتيبة
مدى الدّهر الّا جبرئيل امامها [١]
و جبريل به فتح«جيم»بىهمز [٢]،و اين قرائت ابن كثير است.
و جبريل به كسر«جيم»بىهمز [٣]و اين قرائت بصريان و مدنيان است،و شاعر گويد:
و جبريل رسول اللّه فينا
و روح القدس ليس به خفاء
و جبرائيل على وزن حبراعيل،و جبرايل على وزن حبراعل،و جبرئل على وزن حبرعل،و جبرال على وزن فعلال،و اين اسمى اعجمى است غير منصرف،و اسباب مانع از صرف او علميّت است و عجمه.
فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ ،«ها»در«فانّه»[ضمير] [٤]جبريل است،و در«نزّله»ضمير قرآن است،و اين ضمير قبل الذّكر است،چنان كه حقتعالى گفت: إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ [٥]... ،و قوله: حَتّٰى تَوٰارَتْ بِالْحِجٰابِ [٦]،و در آيات ذكر قرآن و آفتاب نرفته است. عَلىٰ قَلْبِكَ ،براى آن گفت بر دل تو،كه جبريل-عليه السّلام-آن مقدار قرآن كه آوردى بر رسول-عليه السّلام-خواندى،و رسول ياد گرفتى و پس املا كردى از حفظ تا بنوشتندى چه او ننوشتى و از نوشته نخواندى مُصَدِّقاً ،نصب بر حال است از مفعول. لِمٰا بَيْنَ يَدَيْهِ ،به راستدارنده آن را كه از پيش اوست از كتب اوايل چون تورات و انجيل و زبور و صحف و هر كتاب كه خداى تعالى پيش پيغامبر ما فرستاد.
وَ هُدىً ،هدى به معنى بيان است اين جا،و شايد كه به معنى لطف بود. وَ بُشْرىٰ بشارت باشد،و آن مصدر است كالقربى و الزّلفى و الحسنى. لِلْمُؤْمِنِينَ و اگرچه قرآن هدى است جز مؤمنان را چون ايشان منتفع و مستهدى [٧]شدند ذكر ايشان كرد.
شهر بن حوشب روايت كند از عبد اللّه عبّاس كه او گفت:سبب نزول آيت آن بود كه جماعتى جهودان بيامدند و رسول را-عليه السّلام-گفتند:ما از تو چند مسئله خواهيم پرسيدن،اگر ما را خبر دهى و جواب بصواب باشد ايمان آريم.رسول
[١] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+حاضر آمديم،نيارند ما را در لشكرى الّا هميشه جبرئيل در پيش ايشان بود.
[٢] [٣] .همۀ نسخه بدلها،بجز مج،دب:همزه.
[٤] .اساس:ندارد،از مج افزوده شد.
[٥] .سورۀ قدر(٩٧)آيۀ ١.
[٦] .سورۀ ص(٣٨)آيۀ ٣٢.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:مهتدى.