روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦١ - ترجمه
است،و«لام»و«نون»تأكيد به جواب او بازآمد،و تقدير آنكه:و اللّه لتجدنّهم.
أَحْرَصَ النّٰاسِ عَلىٰ حَيٰاةٍ وَ مِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا .فرّاء گفت:تقدير چنين است كه:
احرص النّاس على حياة من كلّ احد و من الّذين اشركوا،ايشان را بر حيات و زندگانى حريصتر يابى از همه جهان،و نيز از مشركان،آنگه از ايشان خبر داد كه از حرص بر حيات تا آنجااند كه [١]يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ ،خواهد و تمنّا كند يكى از ايشان كه هزار سال بماند،و مثال اين از كلام چنان بود كه يكى از ما گويد:فلان اسخى النّاس و من حاتم،فلان سخىترين مردمان است و از حاتم،براى آنكه«من»در«ناس»مقدّر باشد تا [٢]تقدير آن باشد كه:و اسخى من حاتم،و از حاتم نيز سخىتر است.
و وجهى دگر آن است كه: عَلىٰ حَيٰاةٍ ،جاى وقف است، وَ مِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا ،«واو»استيناف است. يَوَدُّ أَحَدُهُمْ و تقديره [٣]من يودّ،و معنى آن باشد كه:
از مشركان كسان هستند [٤]كه يكى از ايشان تمنّاى هزار سال حيات كند.بر اين قول اين تمنّا هزار سال زندگانى حوالت به مشركان باشد دون جهودان،و[شاهد] [٥]صحّت اين[قول] [٦]قول ذو الرّمّة است:
فظلّوا و منهم دمعه سابق له
و آخر يذري دمعة العين بالهمل [٧]
اين سخن معنىدار نيست تا«من»تقدير نكنند في قوله:و منهم من دمعه سابق له،و از ايشان كس بود كه دمعش سابق بود او را،و گفتهاند:مراد به مشركان گبركانند كه در عبارت ايشان بسيار رود كه هزار سال زى [٨].
آنگه حقتعالى بازنمود كه:اگرچه ايشان را عمر دراز دهند،درازى عمر ايشان را از عذاب خداى بنرهاند. وَ مٰا هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ ،«ما»نفى است و«هو»
[١] .همۀ نسخه بدلها:كى.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز مب:يا.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:تقدير آنكه.
[٤] .مج،وز،دب،مر:كسهااند،آج:كسانند،لب،فق،مب:كهااند.
[٥] [٦] .اساس:ندارد،از مج افزوده شد.
[٧] .دب،آج،لب،فق،مب:بالعمل،چاپ شعرانى(٢٥٩/١):بالعجل،آج،لب،فق،مب،مر+ترجمه اين است كه:همه روز بودند و از ايشان آب چشم سابق او را و ديگرى مىريخت آب چشم به سيلاب.
[٨] .دب،لب،فق:بزى.