روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٨ - ترجمه
وَ إِذْ أَخَذْنٰا مِيثٰاقَكُمْ ،و ياد كنى چون پيمان شما بستديم،و كوه طور از بالاى سر شما بداشتيم،و شما را گفتيم آنچه شما را مىدهيم بستانى،و به قوّت و جدّ و حفظ نگاه دارى. وَ اسْمَعُوا ،بشنوى،يعنى يادگيرى.و گفتهاند معنى آن است كه:
طاعت دارى،و طاعت[را] [١]براى آن سمع خواند كه طاعت عند سماع امر باشد،و به سبب او بود،و بر اين تفسير است:سمع اللّه لمن حمده،اى اجاب اللّه لمن دعاه، خداى اجابتكننده است آن را كه او را بخواند،و شاعر مىگويد:
دعوت اللّه حتّى خفت الّا
يكون اللّه يسمع ما اقول
اى يجيب،يعنى اجابت مىكند.و اگر در بيت سمع بر معنى خود حمل كنند اولىتر باشد،جواب دادند كه: سَمِعْنٰا وَ عَصَيْنٰا ،بشنيديم و عاصى شديم.سمع و سماع،ادراك باشد به حاسّۀ سمع،و عصيان مخالفت [٢]امر باشد يا مخالفت اراده.
گفتند:سمعنا قولك و عصينا أمرك،سخنت بشنيديم و فرمانت نبريم،و بعضى اهل معانى گفتند كه:[١١٤-پ]ايشان اين حديث بر زبان براندند [٣]،و لكن چون عند سماع اوامر عصيان كردند،حقتعالى گفت:چنين گفتند،چنان كه شاعر گفت:
امتلأ الحوض و قال قطني
مهلا رويدا قد ملأت بطني
يعنى بلغ حدّا لو امكنه ان يقول شيئا لقال [٤]قطني.
وَ أُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ ،و در خورد دل ايشان دادند دوستى گوساله، يعنى پندارى ايشان را مطبوع بكردهاند برآن و در دل ايشان سرشته.و شربت الماء و اشربته غيرى،آب بازخوردم و به خورد ديگرى دادم،و مراد حبّ العجل است، و لكن مضاف بيفگند و مضافاليه به جاى او بنهاد،چنان كه: وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ [٥]... ،و نابغه گفت:
و كيف تواصل من اصبحت
خلالته كأبي مرحب
اى كخلالة ابي مرحب [٦]،و ديگرى مىگويد:
[١] .اساس:ندارد،از مج افزوده شد.
[٢] .آج،لب،فق،مب،مر:مخالف.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:نراندند.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:قال.
[٥] .سورۀ يوسف(١٢)آيۀ ٨٢.
[٦] .همۀ نسخه بدلها+مىگويد چگونه پيوندى با كسى كه خصلت او چون ابو مرحب باشد،يعنى چون خصلت ابو مرحب باشد.