روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٣ - ترجمه
اين كند كه ذكر آن برفت از ايمان به بعضى كتاب و كفر به بعضى؟و«ذلك» اشارت به اين [١]است[١١٠-ر]. مِنْكُمْ ،از شما كه جهودانى.الّا خزى،اى ذلّ و صغار.خزى مذلّت و مهانت باشد،و خزى هلاك باشد و عذاب.و خزى خصلتى باشد كه يخزى منه،اى يستحيى [٢]،از او شرم دارند.
مفسّران در اين خزى كه در دنيا بود ايشان را،خلاف كردند.بهرى گفتند:آن حكم بود كه خداى تعالى بكرد كه قاتل را قصاص كنند،و از ظالم و متعدّى انتقام كشند براى مظلوم.بهرى دگر گفتند:خزى اين جزيه است كه خداى تعالى بر ايشان نهاد تا به دست خود مىگزاردند [٣]ذليل و مهين، عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صٰاغِرُونَ [٤].
بهرى دگر گفتند:مراد به خزى دنيا آن است كه چون رسول-صلّى اللّه عليه و آله-به زير حصن بنى النّضير فرود آمد،بيست و پنج روزشان حصار داد.ايشان به زينهار آمدند و از رسول-عليه السّلام-در خواستند كه:سعد معاذ را به حكم [٥]كند تا بر حكم او فرود آيند.بر اين قرار افتاد.رسول-عليه السّلام-سعد معاذ را به حاكم كرد تا از ميان ايشان و ميان رسول حكم كند.
سعد معاذ حكم كرد كه:مردان را ببايد كشتن و زنان را به ورده [٦]بايد آوردن،و مالشان قسمت بايد كردن.رسول-عليه السّلام-گفت:
يا سعد لقد حكمت فيهم بحكم اللّه من فوق سبعة ارقعة، اى سعد حكمى كردى كه خداى تعالى همان حكم كرد از بالاى هفت آسمان.
رسول-عليه السّلام-بفرمود تا مردان [٧]را فرود آوردند،و ايشان نهصد مرد بودند و ايشان را با مدينه آوردند.و زنان و كودكان را به بردگى [٨]بياوردند و مالهاى ايشان قسمت كردند،و چون مردان را با مدينه آوردند ايشان را در سرايى از سراهاى بنى النّجار فرود آوردند.
رسول-عليه السّلام-بيامد به آنجا كه امروز بازار است،و بفرمود تا چند خندق
[١] .مج،وز:آن.
[٢] .همۀ نسخه بدلها+كه.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:مىگزارند.
[٤] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ٢٩.
[٥] .مج،وز،آج،لب،فق،مب،مر:حاكم.
[٦] .آج،فق،مر:برده.
[٧] .مج+خود.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:برده.