روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤١ - ترجمه
و بعضى نحويان گفتند:هؤلاء بدل انتم است و تأكيد او،و تقديره [١]:ثمّ انتم القوم تقتلون انفسكم.و اعان عليه خلاف اعانه باشد.اعانه،يارى داد او را،و اعان عليه يارى داد دشمن [٢]را بر او،براى اين گفت شاعر:
اعان علىّ الدّهر إذ حكّ بركة
كفى الدّهر لو وكّلته بي كافيا
و از اينجاست قول خداى:و ان تظاهرا [٣]...،اى تعاونا،و قوله: سِحْرٰانِ [٤]تَظٰاهَرٰا [٥]... ،و ظهير،عون باشد في قوله تعالى: وَ الْمَلاٰئِكَةُ بَعْدَ ذٰلِكَ ظَهِيرٌ [٦]، [١٠٩-پ]و شاعر گفت:
تكثّر من الاخوان ما اسطعت [٧]إنّهم
عماد إذا استنجدتهم و ظهير
و ما بكثير الف خلّ و صاحب
و انّ عدوّا واحدا لكثير
و اين معنى است
قول رسول-عليه السّلام- المرء كثير بأخيه، مرد به برادرش بسيار باشد،يعنى به برادر عزيز و قوى باشد،يعنى به معاونت و مظاهرت او.
بِالْإِثْمِ ،به معصيت. وَ الْعُدْوٰانِ ،و ظلم و تعدّى.و گفتهاند:«اثم»گناهى باشد كه از تو تعدّى نكند،و«عدوان»گناهى كه از تو به ديگرى شود،و«اثم» جامع باشد جمله را،چه هرچه [به آن] [٨]مستحقّ ذمّ باشد [٩]آن را اثم خوانند،و عدوان مجاوزة الحقّ باشد. وَ إِنْ يَأْتُوكُمْ أُسٰارىٰ [١٠]،[اسرى] [١١]قرائت حمزه است على وزن فعلى،كقتيل و قتلى،و جريح و جرحى.«تفدوهم»هم قرائت حمزه است بى «الف»در هر دو جايگاه.
و باقى قرّاء از نافع و عاصم و كسائى و يعقوب و ابن كثير و ابو عمرو و ابن عامر:
أُسٰارىٰ تُفٰادُوهُمْ خواندند،و اسارى جمع جمع بود،يقال:اسير و جمعه اسرى و جمعها اسارى،و الاسر،الشّدّ،اسر به بستن باشد،و اسير فعيل باشد به معنى مفعول.
[١] .مج:ندارد،ديگر نسخه بدلها:تقدير آن باشد.
[٢] .مج:ندارد،ديگر نسخه بدلها+او.
[٣] .سورۀ تحريم(٦٦)آيۀ ٤.
[٤] .اساس و ديگر نسخه بدلها،جز مج:ساحران،با توجّه به ضبط قرآن مجيد،تصحيح شد.
[٥] .سورۀ قصص(٢٨)آيۀ ٤٨.
[٦] .سورۀ تحريم(٦٦)آيۀ ٤.
[٧] .اساس و همه نسخه بدلها:ما استطعت،با توجّه به چاپ شعرانى(٢٤٥/١)و معنى عبارت تصحيح شد.
[٨] .اساس:ندارد،از مج افزوده شد.
[٩] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:باشند.
[١٠] .اساس:اسرى،با توجّه به ضبط قرآن مجيد تصحيح شد.
[١١] .اساس:ندارد،با توجه به نسخۀ دب افزوده شد.