روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٠ - ترجمه
و قولى ديگر در وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ ،آن است كه:شما دربارۀ خود مقرّى و بر اسلاف خود گواهى كه خداى تعالى بر ايشان عهد گرفت تا با [١]اقرار اسلاف خود گواهى دهند.
ثُمَّ أَنْتُمْ هٰؤُلاٰءِ ،و التّقدير يا هؤلاء و حرف ندا بيفگندند [٢]لدلالة الكلام عليه، براى آنكه عرب حرف ندا بسيار بيفگند چون در كلام بر او دليل بود،كقوله تعالى:
يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هٰذٰا [٣]... ،و كقوله عزّ و علا: وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ [٤]... ،در قرائت آنكس كه به رفع [٥]خواند،و المعنى:يا ازر [٦]،و«ها»تنبيه را باشد،و «اولاء»،كنايت باشد از جماعت،معنى آن است كه:پس شما اى جماعت جهودان پس ازآنكه اقرار دادى و گواهى دادى و عهد و ميثاق بر شما گرفته شد، تَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْ ،خويشتن را مىكشى،يعنى بعضى بعضى را،و گروهى را هم از خويشتن از سراهاتان [٧]بيرون مىكنى.
تَظٰاهَرُونَ عَلَيْهِمْ .اهل كوفه به تشديد خواندند [٨]اين جا و در تحريم [٩]،و تقديره [١٠]:
تتظاهرون [١١]،يك«تا»را قلب كردند با«ظا»،پس ادغام كردند.و باقى قرّاء به تخفيف خواندند،و محلّ او نصب است بر حال،تقدير چنان است كه:متظاهرين عليهم،اى متعاونين،براى آنكه يار را پشت خوانند كه پشت صاحب قوى دارد [١٢]،و از اينجاست كه در عبارت فرقى نبود ميان آنكه گويند:يارى او مىكند،و ميان آنكه پشتى او مىكند.و تظاهر،تعاون باشد،و تفاعل از ميان جماعت باشد، پندارى جماعتىاند در معاونت پشت با هم داده،قال الشّاعر:
تظاهرتم اشباه نيب تجمّعت
على واحد لازلتم قرن واحد
[١] .وز،دب،آج،لب،فق،مب،مر:بر.
[٢] .وز،دب،آج،لب،فق:بيفگند.
[٣] .سورۀ يوسف(١٢)آيۀ ٢٩.
[٤] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ٧٤.
[٥] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:بر فتح.
[٦] .دب،مب،مر:ازر.
[٧] .وز،دب،آج،لب،فق،مب،مر:سرايهاشان.
[٨] .وز،دب،آج،لب،فق،مب،مر:خوانند.
[٩] .اساس:در متحرم،دب:در محرم،آج:در محرم متحرم،لب:در محترم متحرم،همۀ نسخه بدلها بجز مج+و آنان كه به تشديد خوانند،با توجّه به وز و مب تصحيح شد.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها،بجز مج:بر تقدير.
[١١] .همۀ نسخه بدلها،بجز مج+باشد.
[١٢] .وز،آج،لب،فق،مب،مر:پشت صاحبش قوى دارند.