روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦ - ترجمه
آغاز كرد،آن پاره چوب كه از آن ستون [١]بداشته بود كه رسول-عليه السّلام-برآن تكيه كردى ناله آغاز كرد تا چندانى بناليد كه آوازش بالاى آواز پيغامبر بر آمد.
رسول-عليه السّلام-از منبر به زير آمد و سر آن [٢]چوب دركش [٣]گرفت[١٠٨-ر] چون مادرى كه كودكى را خاموش كند.آنگه گفت:به آن خدايى كه مرا بحقّ به خلق [٤]فرستاد كه اگرش خاموش نكردمى تا قيامت بر فراق من مىناليدى.
گفتند:يا رسول اللّه!چون از در درآمدى [٥]و به پايۀ منبر بر شدى [٦]،سهبار آمين گفتى [٧]،و كس دعايى نمىكرد؟گفت:بلى،جبريل دعا مىكرد و شما نمىشنيدى.چون پا بر پايۀ اوّل نهادم،جبريل گفت:
من ادرك والديه او واحدا منهما و لم يغفر له ابعده اللّه، هركه مادر و پدر را دريابد يا يكى را از ايشان و او را نيامرزند،ابعده اللّه،خداى او را هلاك كناد.من گفتم.آمين!چون پا بر پايۀ دوم نهادم،گفت:هركه ماه رمضان دريابد و او را نيامرزند،ابعده اللّه،خداى تعالى او را هلاك كناد.من گفتم:آمين!چون پا بر پايۀ سوم [٨]نهادم،گفت:هركه پيش او ذكر تو كنند و نام تو برند،و بر تو سلام [٩]نفرستد ابعده اللّه،خداى تعالى او را هلاك كناد،من گفتم:آمين! و رسول-عليه السّلام-مىگويد:
الجنّة تحت اقدام الامّهات ،بهشت در زير پاى مادران است. وَ ذِي الْقُرْبىٰ ،و خداوند نزديكى،يعنى خويش.و«قربى»قرابة باشد،و او مصدر است كالحسنى و الشّورى،قال طرفة:
و قرّبت بالقربى و جدّك إنّني
متى يك امر للنّكيثة[اشهد] [١٠]
وَ الْيَتٰامىٰ
،و يتامى جمع يتيم باشد چون ندامى و نديم،و يتيم طفل باشد كه او را در طفوليّت پدر بميرد،اگر پس از بلوغ او باشد يتيمش نخوانند،
لقوله- عليه السّلام: لا يتم [١١]بعد حلم، يتيمى نباشد از پس خواب ديدن. وَ الْمَسٰاكِينِ ،جمع
[١] .وز،دب،آج،لب،مب،مر:استون،فق:اسطون.
[٢] .دب،مب،مر،آج،لب،فق:ستون.
[٣] .فق،مر:در بر.
[٤] .وز،دب،آج،لب،فق،مر:خلقان.
[٥] .دب،آج،لب،فق،مر:در آمديد.
[٦] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:شديد.
[٧] .دب،آج،لب،فق،مب:گفتيد.
[٨] .دب،فق،مب،مر:سيم.
[٩] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:صلوات.
[١٠] .اساس:ندارد،از وز افزوده شد.
[١١] .وز،آج،لب،فق،مر:يتيم.