روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٨
اين بسيار است.و«ظنّ»به ماضى و مستقبل تعلّق دارد،چنان كه:اظنّ انّه فعل [١]كذا.
و جواب دوم آن است كه:«خوف»در ظاهر به ماضى تعلّق دارد و در معنى به مستقبل،براى آنكه اگرچه متعلّق«خوف»در ظاهر جنف و ميل است از موصى معنى وبال و ضرر عاقبت جنف است و آنچه او مؤدّى بود با آن و آن مستقبل است.
و گفتهاند:«خوف»اين جا به معنى علم است،و نيز في قوله: إِلاّٰ أَنْ يَخٰافٰا [٢]... ، چنان كه شاعر گفت:
و لا تدفننّي بالفلاة فإنّني
اخاف اذا ما متّ ان لا أذوقها
اى اعلم،و علم به ماضى و مستقبل تعلّق دارد،و اين وجهى باشد سهام جز كه طريقه [٣]يكى است اين را و وجه اوّل را. جَنَفاً ،جورا و ميلا عن الحقّ،قال الشّاعر:
هم المولى و ان جنفوا علينا
و انّا من لقائهم لزور [٤]
و منه قوله: غَيْرَ مُتَجٰانِفٍ [٥]... ،اى متعمّد لميل [٦]،و رجل اجنف مردى باشد كه يك جانبش ميل كسى كند و از يك جانب ميل دگرى [٧]،و معنى آن است كه:چون موصى حيفى و ميلى و ناواجبى كرده باشد،وصى را هست كه با قوام و قاعده آرد،و اين مروى است از صادق-عليه السّلام-و قول حسن و قتاده و طاوس است.
بهرى دگر گفتند:معنى آن است كه اگر وصى بيند كه موصى در حال وصايت حيف و ظلمى مىكند،و وصيّت نه به جاى خود مىنهد،و اضرارى مىكند به وارثان، بر او اثم نباشد اگر او را تنبيه كند و ارشاد و صلاح با او نمايد تا از ميان موصى لهم [٨]و از ميان ورثه گفتاگوى [٩]نباشد،و نيز بر موصى وبال نباشد،و بر اين قول خوف به امرى [١٠]مترقّب متعلّق بود از ضرر خلاف و فسادى كه حاصل شود از ميان ورثه و
[١] .همۀ نسخه بدلها:افعل.
[٢] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٢٩.
[٣] .آج،لب،فق،مب،مر:طريق.
[٤] .لب،فق،مب،مر:لسرور.
[٥] .سورۀ مائده(٥)آيۀ ٣.
[٦] .مر:بميل.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:يك جانب ميل كژى دارد.
[٨] .وز:موصحاله.
[٩] .همۀ نسخه بدلها،بجز وز:گفتگوى.
[١٠] .مج:با وى.