روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٣
مالت براى فرزندانت رها كن.
و از عائشه روايت كردند كه:زنى از بنى تميم خواست تا وصيّت كند.كس فرستاد و از او بپرسيد،گفت:فرزند چند دارد،و مال چند؟گفتند:فرزند چهار دارد و مال سه هزار.گفت:رها كن كه در مال تو فضلهاى نيست[٢١٥-پ]از وارثان.و خبر رسول-عليه السّلام-با سعد كه در بالين او شد-و او بيمار بود-گفت:يا رسول اللّه!من مال بسيار دارم و وارث دخترى دارم،جملۀ مال وصيّت كنم؟[گفت] [١]:نه.
گفت [٢]:دو بهر [٣]؟گفت:نه.گفت [٤]:نيمه؟گفت:نه،گفت [٥]:سهيك [٦]؟گفت:
بلى الثّلث و الثّلث كثير ،گفت:بلى ثلث و ثلث هم [٧]بسيار باشد.
آنگه گفت:
لان تترك ولدك بخير اولى من ان تتركهم عالة يتكفّفون النّاس، گفت [٨]:فرزندان خود را به خير رها كنى به از آن باشد كه ايشان را رها كنى درويش تا كفاف خود از مردم [٩]خواهند،براى اين وصيّت بر ثلث قرار گرفت،و اگر كمتر [١٠]ثلث باشد به بود
لقوله-عليه السّلام: و الثّلث كثير. و آنچه بالاى ثلث وصيّت كند با ثلث آرند.
و از عبد اللّه عبّاس روايت كردند كه او گفت:اگر هشتصد كم باشد بر او وصيّت نيست،و از اميرالمؤمنين على [١١]روايت كردند كه:قرشىاى بمرد،و سيصد يا چهارصد دينار رها كرد و وصيّت نكرد،او را بگفتند.او گفت،خداى گفت: إِنْ تَرَكَ خَيْراً ،او بس خيرى [١٢]رها نكرد.
و اخبار بسيار آمد در باب وصيّت و ترغيب و حثّ بر او و از رسول-عليه السّلام- روايت است كه گفت:
من مات بغير وصيّة مات ميتة جاهليّة، گفت:هركه [١٣]او بىوصيّت بميرد،مردن او مردن جاهليان [١٤]باشد،و هم از رسول-عليه السّلام-روايت
[١] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٥] [٤] [٢] .آج،لب،فق،مب:گفتم.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:بهرى.
[٦] .مج،وز:سيك/سهيك.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:گفت ثلث هم.
[٨] .مج،وز،فق+هنونكه،ديگر نسخه بدلها+هنوز كه.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:مردمان.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها+از.
[١١] .همۀ نسخه بدلها+عليه السّلام.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:پس خير.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها+كس.
[١٤] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:جاهلان.