روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٩
قوله: فَمَنِ اعْتَدىٰ بَعْدَ ذٰلِكَ ،هركه تعدّى كند پس از اين،يعنى بيشتر از [١]قاتل را كشد يا [٢]ديت زيادت خواهد،يا بعد از عفو با سر مطالبت شود،و اين جمله وجوه محتمل است و داخل [٣]در لفظ«اعتدى»[٢١٤-ر].
حسن بصرى گفت:سبب آن بود كه در جاهليّت چون كسى كسى را بكشتى به حمايت قبيله،منيع شدى،ايشان ديت بدادندى يا مصالحت كردندى،اينان امان دادندى بعد قبول ديت،چون او ايمن شدى ازآنجا بيامدندى و او را بكشتندى و ديت بينداختندى،خداى تعالى برآن تهديد كرد.
قولى دگر ابو مسلم بن بحر گفت:مراد آن است كه هركه او توبه نكند پس ازآنكه خداى او را برهانيده باشد از قتل،امّا به عفو اولياى مقتول و امّا به قبول ديت،و پس از آن نيز با سر قتل شود، فَلَهُ عَذٰابٌ أَلِيمٌ ،او را عذابى سخت بود،و اين هم وجهى نيكوست.
و در«عذاب اليم»خلاف كردند كه در دنيا بود يا در آخرت؟عامۀ مفسّران برآنند كه در آخرت او را عذابى بود مؤلم،موجع.
سعيد جبير گفت:مراد آن است كه هركه [٤]پس از عفو يا قبول ديت قاتل را بازكشد ،او را باز بايد كشتن [٥]بر وجهى كه او را عفو نشايد كردن،و اين وجهى قريب است.
و حسن بصرى روايت كند كه،رسول-عليه السّلام-گفت:عفو نكنم آن را كه پس از اخذ ديت قتل كند.
آنگه حقتعالى بازنمود كه در قصاص چه مصلحت شرعى [٦]و منفعت دينى است،گفت: وَ لَكُمْ فِي الْقِصٰاصِ حَيٰاةٌ [٧]،شما را در قصاص حيات و زندگانى است.معنى آن است كه [٨]:قصاص نهادم در شرع تا زاجر و مانع باشد كه آنكس كه خواهد كه كسى را به ناحق بكشد،چون از قصاص انديشه كند بترسد و منزجر
[١] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:آن.
[٢] .مج،وز+از،آج،لب+او.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+است.
[٤] .همۀ نسخه بدلها+كس.
[٥] .مج،وز:باز كشتنى.
[٦] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+چه.
[٧] .همۀ نسخه بدلها+گفت.
[٨] .همۀ نسخه بدلها+من.