روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٧
قوله: وَ حِينَ الْبَأْسِ ،اى وقت الحرب.البأس و البوس،كنايتان عن الحرب، يعنى بر جهاد كردن با كافران صابر باشند،بر اينهمه صبر كنند،و نيز در وقت كارزار كرّار باشند [١]فرّار نباشند [٢]،در حقّ آنكه ثبات كند و بر جاى بايستد اينست كه: وَ الصّٰابِرِينَ فِي الْبَأْسٰاءِ وَ الضَّرّٰاءِ وَ حِينَ الْبَأْسِ ،تشبيه ثباتش [٣]به اين است كه: كَأَنَّهُمْ بُنْيٰانٌ مَرْصُوصٌ [٤].اگر ثابت القدم را اين رسد آن را كه قدم از حمله فرونايستد چه نصيب باشد او را؟و اگر آن را كه قدم فرونايستد [٥]از حمله [٦]و كرّ،اين رسد كه أُولٰئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوٰاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ [٧]... ،آن را كه قدم فرونايستد از فرّ چيزى رسد نصيب او چيست؟ وَ مَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلاّٰ مُتَحَرِّفاً لِقِتٰالٍ أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلىٰ فِئَةٍ فَقَدْ بٰاءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللّٰهِ وَ مَأْوٰاهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ [٨].
هر ستاره كه [٩]در [١٠]فلك هست يا ثابت است يا سيّار.آنكه ثابت است از او سير نيايد،و آنكه سيّار است در او ثبات نباشد،او ستارهاى بود در فلك حرب كه به وقت ثبات سير نشناخت،و به وقت سير ثبات نكرد.وقت سيرش وقت حمله بود، بمانند باد حملهبر بود،به وقت ثبات چون كوه بود آنجا كه دشمن در پيش حملۀ او چون كاه بود [١١]هر دو چون باد بودند بر يكديگر،و لكن باد با كوه چه تواند كردن،و كاه [١٢]در پيش باد كه باشد،گويى در حقّ او گفت شاعر:
ز باد و كوه ندانيش [١٣]در مصاف بدانك
چو باد حملهبر است و چو كوه حملهپذير
و الكلام في هذا يطول.
رسول-عليه السّلام-گفت:
افضل الأعمال الايمان باللّه[٢١٠-ر]و جهاد في سبيله [١٤]،فاضلترين اعمال ايمان به خداست و جهاد در راه خداى،و همچنين گفت-
[١] .وز:باشيد.
[٢] .وز:نباشيد.
[٣] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:بيانش.
[٤] .سورۀ صفّ(٦١)آيۀ ٤.
[٥] .آج،لب،فق،مب،مر:ايستد.
[٦] .وز،آج،لب،فق،مب،مر:جمله.
[٧] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٥٧.
[٨] .سورۀ انفال(٨)آيۀ ١٦.
[٩] .دب،آج،فق:ستارۀ.
[١٠] .دب:بر.
[١١] .دب،آج،لب،مب،مر:و دشمن چون كاه بود در پيش حملۀ او.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:كه.
[١٣] .آج،لب،فق،مب،مر:بدانيش.
[١٤] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:سبيل اللّه و گفت.