روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١٧
عبد الرّحمن بن سهيل بن حنيف [١]روايت كند از رسول-عليه السّلام-كه گفت:
هركه او مكاتبى را يارى دهد بر آنكه گردن خود آزاد كند،يا غازيى را در آلتش [٢]، يا مجاهدى را در سبيل خداى تعالى،حقتعالى سايه كند او را در سايهاش آن روز كه سايه نباشد الّا سايۀ او.
براء بن عازب روايت كند كه:اعرابىاى به نزديك رسول آمد [٣]،گفت:يا رسول اللّه!مرا عملى [٤]آموز كه مرا به بهشت [٥]رساند.رسول-عليه السّلام-گفت:خطبه كوتاه كردى،و لكن سؤال پهن [٦]كردى،گفت:
اعتق النّسمة و فكّ الرّقبة،عتق نسمه و فكاك رقبه كار بند.گفت:يا رسول اللّه!نه هر دو يكى باشد؟گفت:عتق نسمه آن بود كه بنده [٧]آزاد كنى،و فكاك رقبه آن بود كه يارى كنى كسى را تا گردن خود آزاد كند از بندگى.
اكنون خلاف كردند كه مال به اينان دادن كه در آيت فرمود،زكات است يا بيرون زكات.سدّى و شعبىّ گفتند:بيرون زكات است،براى آنكه ذكر زكات هم در اين آيت هست،في قوله [٨]: وَ أَقٰامَ الصَّلاٰةَ وَ آتَى الزَّكٰاةَ ،اگر اين بر زكات حمل كنند تكرار باشد،و اين وجهى نيك است،امّا برآن وجه كه جماعتى گفتند كه:
اين بيرون زكات است،و اين هم واجب است،خلاف اجماع باشد،و در آيت بيش از اين نيست كه: وَ لٰكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّٰهِ ،الى قوله وَ آتَى الْمٰالَ عَلىٰ حُبِّهِ ،اين «ايتاء»مال از جملۀ«برّ»شمرد،و«برّ»هم [٩]بر واجب آيد و هم بر سنّت،و حملش بر سنّت كردن اولىتر بود.
و حسن بصرى گفت:مراد به اين زكات فريضه است،براى آنكه بعضى از اين مذكوران مستحق [١٠]زكاتند[٢٠٧-ر]في قوله: إِنَّمَا الصَّدَقٰاتُ لِلْفُقَرٰاءِ وَ الْمَسٰاكِينِ [١١]-الآية.و اين وجه ضعيف است براى سه وجه را:
[١] .همۀ نسخه بدلها:عبد الرحمن بن سهل بن حنيف.
[٢] .تب:يارى دهد به آلت حرب و سلاح.
[٣] .دب،آج،لب:به نزديك آمد رسول را.
[٤] .مر:علمى.
[٥] .آج،لب،فق،مب:كه به بهشتم.
[٦] .دب،آج،لب،فق،مب:بهمت،مر:بهتر.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:برده.
[٨] .همۀ نسخه بدلها+تعالى.
[٩] .مب،مر:بر همه.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:مستحقّان.
[١١] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ٦٠.