روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١٥
[٢٠٦-ر]و مردمان در حساب باشند.
وَ ابْنَ السَّبِيلِ ،مفسران در آن خلاف كردند.عبد الله عبّاس و قتاده گفتند:
مهمان است.عبد اللّه عبّاس گفت:او سه روز مهمان باشد،چه حقّ ضيافت سه روز است،آنچه بالاى آن بود از باب معروف است،و هر معروفى صدقه بود.و رسول -عليه السّلام-گفت:
من كان يؤمن باللّه و اليوم الآخر فليكرم ضيفه. و رسول -عليه السّلام-گفت:مهمان چون درآيد [١]با روزى خود آيد،و چون برود گناه صاحبش با خود [٢]ببرد،يعنى خداى تعالى آن طعام كه او را داده باشد كفّارت گناه ميزبانش كند.
مجاهد و ربيع گفتند:مراد رهگذرى است مرد مسافر،و براى آنش«ابن السّبيل [٣]»خواند كه ملازم راه بود و بر [٤]سر راه بود،چنان كه مرغ آبى را«ابن الماء» خوانند،و مرد معمّر را«ابن الدّنيا [٥]»،و قال ذو الرّمّة:
وردت اعتسافا و الثّريّا كأنّها
على قمّة الرّأس ابن ماء محلّق
و گفتهاند:منقطع به را مىخواهد كه راه زده باشند بر او و مالش برده.
وَ السّٰائِلِينَ ،خواهندگان،درويشانى كه به جاى [٦]سؤال باشند.
رسول-عليه السّلام-گفت:
للسّائل حقّ و ان جاء على فرس، سائل را حقّ است و اگرچه بر اسب آيد.
و در خبر است كه:سائلى يك روز سؤال مىكرد،حسين بن على -عليهما السّلام-گفت:دانى تا چه مىگويد؟گفتند:نه،يا بن رسول اللّه.گفت، مىگويد:من رسول ترازوى [٧]شماام اگرم خيرى [٨]بدهيد از شما برگيرم و آنجا برم،و الّا دست تهى آنجا روم.و رسول-عليه السّلام-گفت:
لا تردّوا السّائل و لو بظلف محرّق [٩]،گفت:سائل [١٠]را رد مكنيد [١١]و اگر به سم گوسپندى سوخته باشد.و رسول
[١] .مج،وز:دارند.
[٢] .فق:صاحبخانه را.
[٣] .دب:و ابن السّبيل.
[٤] .مج:در.
[٥] .همۀ نسخه بدلها+گويند.
[٦] .آج،لب،فق،مب،مر:به حال.
[٧] .دب:رسول قرارگاه،آج،لب:رسول تراز،مب:رسول،مر:رسول فرا.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:چيزى.
[٩] .آج،لب،فق،مر:محرقا.
[١٠] .مج:سائلى.
[١١] .مر:محروم مكنيد.