روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١ - ترجمه
جحد است في قوله: لَنْ تَمَسَّنَا النّٰارُ .
مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً ،به معنى [١]من عمل سيئة و جمعها،تشبيه به كسب مال.اصل او در نفع باشد،پس به كثرت استعمال عام شد در همه فعل،و اگرچه در او مضرّت باشد.
قتاده و ابن جريج گفتند:مراد به«سيئه»اين جا شرك است،و نيز قول [١٠٦-پ]عبد اللّه عبّاس است و مجاهد و ابو وائل.سدّى گفت:مراد همه گناه است شرك و جز شرك،و قول اوّل درستتر است،و قول دوم هم نيك باشد به انضمام شرك براى آنكه ما دون شرك را عذاب دائم نباشد الّا به شرك،يا به اضافه شرك با ديگر گناه.
امّا آنكه حمل كنند بر فسق بىشرك،لايق نباشد و ملايم خلود در دوزخ لقوله تعالى: وَ يَغْفِرُ مٰا دُونَ ذٰلِكَ لِمَنْ يَشٰاءُ [٢]... ،دگر آنكه چون حمل سيّئه بر شرك كنند [٣]،خطيئت بر فسق [٤]تكرار نباشد،و چون نه چنين كنند و حمل هر دو بر فسق كنند تكرار باشد. وَ أَحٰاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ ،احاطت،گرد در آمدن باشد،و كذلك الاحداق و الحفوف،يقال:احاط به كذا و احدق و حفّ بمعنى واحد.
و در معنى«احاطت»خلاف كردند.عبد اللّه عبّاس و ضحّاك و عطا و ابو وائل گفتند:مراد آن است كه بر شرك بميرد.ربيع خثيم گفت:اصرار باشد بر كباير.
كلبي گفت:احاطت خطيئت آن باشد كه گناهى كند كه او را به هلاك برد،من قوله: إِلاّٰ أَنْ يُحٰاطَ بِكُمْ [٥].
و قول آنكس كه گفت:مراد آن است كه گناه محيط شود بر [٦]حسنات و آن را احباط كند درست نيست،براى آنكه احباط به نزديك ما باطل است-چنان كه بيان كرده شود.
مجاهد گفت:مراد به احاطه خطيئه آن است كه چون گناهى كند،نكته سياه بر دلش افتد،و چون گناه دو كند سياهى بيشتر شود،و چندان كه گناه مىفزايد
[١] .همۀ نسخه بدلها:المعنى.
[٢] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ٤٨.
[٣] .مج،وز+و حمل.
[٤] .مج،وز+كنند.
[٥] .سورۀ يوسف(١٢)آيۀ ٦٦.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:به.