روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٠٣ - ترجمه
معنى ديگر آنكه:سخن نگويد با ايشان سخنى كه ايشان را در آن خيرى [١]و مسرت باشد چنان كه با اولياى خود گويد.
معنى سؤم [٢]آن است كه:با ايشان لم [٣]و كيف و تقرير و حساب نكند،بل بفرمايد تا ايشان را راست به دوزخ برند.
و قولى ديگر كه چهارم است آن است كه:اين كنايت بود از سخط و غضب، چنان كه يكى از ما چون بر غلام و زيردست خود خشم گيرد با او سخن نگويد.
وَ لاٰ يُزَكِّيهِمْ ،ايشان را تزكيه نكند،يعنى بر ايشان ثنا نيكو نگويد،و ايشان را وصف نگويد [٤]به آنكه ايشان نه اهل زكات و طهارتاند.
و ابو مسلم گفت:معنى آن است كه ايشان را مطهّر بنهكنند [٥]از گناه،به معنى آنكه ايشان را عفو بنهكنند [٦]قولى ديگر آن است كه ايشان را پاك بنكند يعنى بنهرهاند از دوزخ،و ايشان را عذابى اليم باشد يعنى مولم،فعيل به معنى مفعل است-چنان كه بيان كرده شد.
أُولٰئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلاٰلَةَ بِالْهُدىٰ ،اى استبدلوا،ايشان آنانند كه گمراهى بدل كردهاند به راه راست،يعنى هدى بدادهاند و ضلالت بستده،و معنى آنكه اين رها كردهاند و آن اختيار كرده،يعنى مسلمانى رها كردهاند و جهودى اختيار كرده،و اين قول عبد اللّه عبّاس است.و ابو مسلم گفت:ره بهشت رها كردهاند و ره دوزخ گرفته،و قول اوّل بهتر است تا چو مكررى نباشد،با [٧]اين كه: وَ الْعَذٰابَ بِالْمَغْفِرَةِ ،چه او هم اين معنى دارد[٢٠١-پ].
آنگه بر سبيل تعجّب فرمود [٨]: فَمٰا أَصْبَرَهُمْ عَلَى النّٰارِ ،و اين«ما»ى تعجّب بود،چه صابراند ايشان بر دوزخ.و تحقيق اين«ما»هركجا امثال اين باشد كه آن را «ما»ى تعجّب خوانند،آن [٩]است كه:شىء اصبرهم على النّار،چنان كه ما احسن زيدا،معنى آن است كه:شىء احسن زيدا،چيزى است كه زيد را نيكو كرده است
[١] .مر:چيزى از.
[٢] .مج،وز:سهام.
[٣] .مج،وز:كم.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:نكند.
[٦] [٥] .همۀ نسخه بدلها:بنكند.
[٧] .مج،دب:و تا،وز:و با.
[٨] .دب+كه.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:اين.