روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٠٢ - ترجمه
مِنَ الْكِتٰابِ ،از تورات، وَ يَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً ،و بدل كنند به آن بهاى اندك،براى آنكه«اشتراء»كه [١]خريدن است در او معنى معاوضه هست كه مشترى بها مىدهد و متاع مىستاند،براى آن [٢]گفت: وَ يَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً .
و اگر تفسير نه چنين دهند معنى كلام مستقيم نبود،براى آنكه كسى بها نخرد متاع خرند،و لكن معنى آن است كه بها [٣]عوض متاع مىدهند،يعنى كتاب خدا و آنچه در اوست از بيان و نعت و صفت رسول-عليه السّلام-كه پنهان مىكنند به طمع حطامى اندك فانى،به آن ماند كه آن مىدهند و بها مىستانند.پس با كسى مانند كه مبايعت[٢٠١-ر]و مشارات كند [٤]،چه اگر اين نكنند آن نستانند،چنان كه مشترى كه اگر بها ندهد متاع نستاند.
و براى آن«قليل»خواند آن را كه به اضافت با ثواب خداى قليل باشد،اگرچه به صورت بسيار باشد و خود [٥]روا بود كه از پست همّتى و دونى به هر بهايى [٦]و به هر اندكى طمع كردندى تا به همه انواع [٧]اندك باشد،جزاى ايشان چه بود! أُولٰئِكَ مٰا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلاَّ النّٰارَ ،ايشان آنانند كه فردا قيامت به عقوبت آنچه امروز خوردهاند از اين طعمه جز آتش دوزخ نخورند،اين قولى است.
معنى دگر آن است كه:ايشان به اين كه مىخورند جز چيزى نمىخورند كه ايشان را به دوزخ برد،چون مآل و عاقبت اين با آتش خواهد رسانيد [٨]،هم آن [٩]انگار كه ايشان آتش مىخورند،و بر قول اوّل فعل مستقبل باشد،و بر قول دوم فعل حال باشد.و لفظ«يأكلون»مضارع است،صالح بود حال و استقبال را.
آنگه هم از روى تهديد و وعيد گفت:فرداى قيامت خداى با ايشان سخن نگويد،و اين را سه معنى باشد:يكى آنكه ايشان را پايه و منزلت آن ننهد [١٠]كه با ايشان سخن گويد تا اين عبارت باشد از خساست قدر ايشان و وضع منزلت ايشان.
[١] .همۀ نسخه بدلها+به معنى.
[٢] .آج+كه.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+به.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:كنند.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:باشد خود.
[٦] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+كه باشد.
[٧] .مج:به هر نوع،ديگر نسخه بدلها:به همه نوع.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:رسانيدن.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:همانا.
[١٠] .مج،وز:ننهند،دب،آج،لب،فق،مب،مر:ندهد.